خ . نفط ( نفت )
نفت از بادكوبه و از چند موضع ايران استخراج مىشود . اين نفت را چون تقطير يا تصفيه كنند ، مايعى تندبوى با نفودى [ - قير ] بهدست آيد كه در بعضى از امراض بهكار برند .
بسيارى استعمال آن در جلا دادن اشياء ، از قبيل قلمدان و بعضى ادوات ديگر با روغن سندروس باشد كه چون روغن سندروس را با آن بهكار برند ، باعث حسن جلا و سبب رونق و دوام آن مىشود و [ در ] زمان قليلى اين بوى تند نيز زايل مىگردد . در بغداد و كركوك نفت سياه را در چراغ مىسوزانند .
د . پادزهر
پادزهر به قدرى كه سزاوار و لياقت دارد ، بيشتر از آن شهرت دارد . شهرتش بيشتر از لياقت آن است . در ايران خواصّ عجيب و غريبى به آن نسبت مىدهند . اين مادهاى است كه در جوف بز كوهى و اهلى گرمسير متكوّن و متحجّر مىشود . ايرانيان به قدر چند گندمى در گلاب حلّ كرده ، صرف مىنمايند و معتقد به خواص عجيب آن هستند . مقدار كثيرى هم به مملكت عثمانى مىبرند ، امّا به فرنگستان چندان حمل نمىشود .
ذ . گلاب
هيچ عطرى و هيچ بوى خوشى را با اين جوهر نفيس ، انبازى و برابرى نيست . مقدار وافرى هر ساله در ايران صرف شده و به مصرف اهالى مىرسد . بسيارى هم به هندوستان و مملكت عثمانى مىبرند . غريبتر آنكه قيمت اين گلاب در اصفهان گرانتر از آن بود كه در فرنگستان از اسلامبول آورده و مىفروختند . پس معلوم مىشود كه هيچوقت گلاب خالص به فرنگستان نمىرسد .
* * * حال همين قدر دربارهء تجارت ايران و امتعهء آن اكتفا كرده و كلمهاى چند نيز از حالت سپاهيگرى ايران سخن بگوييم .
6 . سازمان لشكرى
در زمان صلح ، ايران قشونى ندارد . به هنگام جنگ نيز هميشه در فصل زمستان طبقات لشكرى مرخص هستند . امّا به محض اطلاع دادن ، در اندك زمانى در تمام نقاط مملكت به سرعت تمام افراد سپاهى با اسلحهء جنگ به محل مشخصى كه معين شود ، حاضر و مجتمع مىشوند .