فصل نهم شيوهء زندگانى مردم
1 . مقايسه بين ملّت عثمانى و ايرانيان
مسافر و سيّاحى كه از مملكت عثمانى به ايران آيد ، در اول قدمى كه به خاك ايران گذارد ، مشاهده مىكند كه چقدر فرق و تفاوت ميان اين دو ملّت هست . در تمامى آنچه در خاك عثمانى ببيند ، آثار ستمكارى و وحشيگرى در آنها هويدا باشد . در تمامى خاك ايران ، علايم يك ملتى ملايم الطبع و با تربيت مشاهده كند . تركهاى عثمانى مردمانى متكبّر و تحقير كنندهاند و در حق غربا نامهربانى كنند . ايرانيان مؤدب و اكرام كنند ، و مهربان باشند . تركهاى عثمانى از روزى كه از [ مناطق ] سيحون و جيحون عبور كرده و در مملكت فرحبخش آسياى صغير و يونان توطن كردهاند ، هيچ از عادات جنگجويى و طبيعت خشن صحرانوردى خود ترك نكرده و همواره طالب آموختن صنايع و حرف و علوم بودهاند ، و هميشه عشق و ميل بر داد و ستد و تجارت در آنها باقى است . اين دو ملت ، هر دو مطيع قانون يك مقصود ، كه مقصود قرآن مجيد است ، باشند ، و منقاد فرمان يك شريعت هستند . در يك اقليم و يك آب و هوا ساكنند ، امّا عجب آنكه ، يكى وحشى و تنبل و نادان و ديگرى با انسانيت و عاقل و آگاه است .
ايرانيان در آگاهى و صنايع به پايهء اروپاييان نرسيدهاند ، و اين نيست مگر از عادات آنها كه امر به دورى از اهل ملل خارجه كنند . اگر مانند تركهاى عثمانى با فرنگستان همسايه بودند ، و اگر بازار ايران و پايتخت آن و شهرهاى اين مملكت به سهولت مىتوانست با فرنگستان مراوده