فصل هشتمين در رمد
يعنى ورم چشم و آن اگر باشد با سرخى چشم و رخسار و پرى رگها پس
علاجش
اينكه فصد فيقال كرده شود و حجامت نقره يعنى چاهك قفا و اسهال طبيعت بطبيخ هليله زرد و آب فواكه كه مركب باشد با خيار چنبر و شكر سفيد و كرده شود خنكى چشم به اينطور كه نهاده شود بر آن اب سرد برفى يا آب گلاب و غذا مزوره گرفته شده از عدس و ماش و روغن بادام و خوردن نان به آب بنيذ و آب انار ترش و اگر نباشد بان سرخى رخسار و چشمان و باشد مژگان چسپيده بشب بعض آن به بعض علاجش خوردن شبيار و ايارج فيقرا و دخول حمام هر روز و غذا زيرباج تيار كرده شده بروغن بادام -
فصل نهمين در ضعف بصر و سيلان اشك
ليكن -
ضعف بصر
پس علاجش تلطيف غذاست و تقويت دماغ و خوشبوى دماغ و نوشيدن شراب كهنه و گذاشتن روزه و مباشرت و ليكن
سيلان اشك
علاجش تلطيف غذاست و سرمه كشيدن