و اگر جاى سهوى يابند و يا ترتيبى نامرغوب فهمند بر اول اميد اصلاح اظهر و ثانى هو من شان خالق القوى و القدر و لا حلاج له فى ايادى البشر
بپوش گر بخطاى رسى و طعنه مزن * كه هيچ نفس بشر خالى از خطا نبود
كه در بحر لولو صدف نيز هست * درختى بلند است و در باغ پست
قبا گر حريرست و گر پرنيان * بناچار حشوش بود در ميان
تو گر پرنيائ بايذم مكوش * عطا كار فرما و حشوم بپوش
تنبيهين ضرورئين
هرجا كه ز برف كه اشاره از فائده است بر متن و حاشيه اين حرف نوشته عبارتى كه نوشتهام سواى عبارت متن است و منظور فائده رسانيدنست كما لا يخفى على الناظر الماهر و جايى كه زير ح كه اشاره از حاشيه است بر متن نيز اين خط كشيده بر حاشيه نوشتهام و آن مشتمل بر توضيح و تحقيق مقام و تنقيح مرام است كما يظهر على البصير الغاير