« همه اينها به نظرشان كافى نبود تا اينكه على و بنى هاشم را مجبور به بيعت كردند و خانههاى آل محمّد را آتش زدند . فاطمه عليها السّلام جلويشان ايستاد اما نتوانست آنها را بازدارد . هنگامى كه در را باز كرد ، در را به او كوبيدند و پهلويش را شكستند و فرزندش محسن را سقط كردند ، و شمشير زبير را در صحن خانه شكستند ، حمائل شمشير على را به گردنش انداختند و او را همچون شتر مهار كرده ، بردند . طبرى ، واقدى ، ابن جرايه در النور ، ابن عبد ربه ، مصنف كتاب نفايس الجواهر ابن سهلويه كه در نظاميه بغداد درس خوانده ، عمر بن شيبه در كتابش و ديگران به اين مطلب تصريح كردهاند . اين جريان پس از تأخير ششماههء على عليه السّلام از بيعت بود . علاوه بر اين منع ارث پدر فاطمه ، و غصب فدك و منطقه بالادست آن و ردّ ادعاى زهرا عليها السّلام و شهادت على و حسن و حسين و ام ايمن و پاره كردن سندى كه پيغمبر امين و بركت عالميان برايش نوشته بود و ديگر موجبات آزار و اذيت فاطمه عليها السّلام ، و اعتراض به گريههاى او كه مجبور شد در بيت الاحزان بنشيند و بيمارى زهرا عليها السّلام كه عامل و باعث آن بودند و دفن پنهانى و مرگ او در حالى كه به تصريح بخارى و ديگران از آنان خشمگين بود ، حال كه اين همه ثابت شد . . . » . « 1 »
( 1 )
28 - سيد محمّد باقر خوانسارى ( متوفاى 1313 ق )
علّامه متتبّع سيد محمّد باقر خوانسارى رحمه اللّه در تعليق بر احاديث : فاطمه پارهء
هامش
( 1 ) الصوارم الماضيه ، ص 56 .