را ردّ مىكند و اصلا چنين اجماعى را از اساس نمىپذيرد . آيا شيخ طوسى مىتواند مثبت اجماعى باشد كه استادش آن را با صراحت ردّ و تكذيب مىكند و مىگويد :
فقط گروهى از شيعه چنين عقيدهاى دارند و بدون تحقيق ادعاى اجماع كرده است ؟ ! پاسخ اين پرسشها منفى است و هيچ يك را نمىتوان پذيرفت . اين مىرساند كه منظور شيخ مفيد در ارشاد همان است كه بيان كرديم و نه چيزى كه معارض و ناقض اجماعى باشد كه شيخ طوسى از آن سخن مىگويد .
( 1 )
آنچه شيخ طوسى گفته ، شيخ مفيد نمىگويد
برخى مىگويند : « اگر شيخ طوسى اتّفاق شيعه در زدن و سقط جنين زهرا عليها السّلام را نقل كرده ، در مقابل شيخ مفيد ، آن مرد شيعى كه در احتجاج با مخالفان مذهبى محكم بود و معاصر شيخ طوسى ، هرگز چيزى درباره شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام و آنچه در اين باره گفته مىشود ، در كتابهايش نياورده مگر در اختصاص كه در انتساب آن به وى شك داريم » .
او مىگويد : « مواردى كه در كتابهاى مفيد از زهرا عليها السّلام ذكرى به ميان آمده ، تتبع كردم ، يك حديث دربارهء شكستن پهلو و سقط جنين او و . . . نديدم . من نمىدانم كه تتبعام دقيق بوده يا نه ؟ » ( 2 ) پاسخ :
پيش از هر چيز ميل داريم كه يك نكته را مورد ملاحظه قرار دهيم و آن اينكه :
اين شخص در اينجا در تصريح به شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام اصرار دارد ، در حالى كه نقض كلام شيخ طوسى با كلام شيخ مفيد در عبارت اوّل وى دلالت دارد كه وى در صدد انكار سخنان شيخ طوسى دربارهء زدن زهرا عليها السّلام و سقط محسن است . در