در اشعار ، و مرثيههاى خود به نظم كشيدند و آن را از مسلّمات گرفتند . از جمله :
كميت و سيد حميرى و دعبل خزاعى و نميرى و سلامى و ديك الجن و پيش و پس از آنان ، تا عصر حاضر . . . » « 1 »
( 1 ) 3 - مقدسى مىگويد : « و محسن و او همان است كه به زعم شيعه ، فاطمه عليها السّلام آن را در اثر ضربت عمر سقط كرد . » « 2 »
( 2 ) 4 - ابن ابى الحديد معتزلى شافعى روايت زدن زهرا عليها السّلام و سقط محسن را به شيعه نسبت داده و گفته فقط شيعه آن را نقل كردهاند . « 3 »
( 3 ) 5 - علامه مظفر مىگويد : « در ثبوت قصد به آتش كشيدن خانه فاطمه عليها السّلام روايت جمعى و حتى از علماى آنان كافى است خصوصا كه نزد شيعه متواتر است . » « 4 » بنابراين مقدسى و ابن ابى الحديد معتزلى شافعى روايت مظلوميت زهرا عليها السّلام و اعتقاد بدان را به طايفهء شيعه نسبت مىدهند نه به جمهور شيعه يا به مشهور در ميان طايفهء شيعه ، و اين اشاره به اجماع مورد نظر شيخ طوسى رحمه اللّه و كاشف الغطاء رحمه اللّه است .
( 4 ) برخى مىكوشند با استناد به سه چيز در اين اجماع ايجاد شك نمايند :
1 - شيخ مفيد بدين اجماع ملتزم نيست بلكه در كتاب ارشاد سخنى دارد كه اين اجماع را نقض مىكند .
2 - شيخ محمد حسين كاشف الغطاء به مفاد اجماع ملتزم نيست .
3 - سيد عبد الحسين شرف الدين نيز به مفاد اجماع ملتزم نيست .
ما در اين فصل و فصل بعدى سخن اينان را مىآوريم و با ذكر موارد مهم به
هامش
( 1 ) جنة المأوى ، صص 78 - 81 .
( 2 ) البدء و التاريخ ، ج 5 ، ص 20 .
( 3 ) شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 60 .
( 4 ) دلائل الصدق ، ج 3 ، قسم 1 .