خطير كه علماى شيعه در طول اعصار متمادى در آن اجماع داشتهاند ، به فرياد و جنبش مىآمد .
و اگر همه بر مواضع خود پافشارى كردهاند ، اين نابودى وى است . زيرا حتى يك دانشمند پيدا نكرده كه در اين مسأله كه براى اثبات آن به جمع شواهد و دلايل پرداخته و به همهء علماء عرضه مىكند تا آن را برايشان اثبات نمايد ، با وى موافق باشد اگر برخى قانع شده و رأى وى را پذيرفتهاند . البته اگر بود تا كنون آشكار مىشد . يكى از اين علماء را كه توانسته قانع كند ، اگر واقعا عالم است ، به ما نشان دهد .
( 1 ) يك احتمال كه شايد احتمال نزديكتر باشد ، باقى مانده و آن اينكه : وى قانع شده باشد . همچنان كه خود وى اين نكته را در يكى از نامههاى خود كه خواستار توزيع و نشر آن شد ، اعلام كرد . حال از او مىپرسيم : چرا حال برگشته و رأى مخالف را مطرح و با حرارت و اصرار تمام از آن دفاع مىكند ؟ !
( 2 )
انكار زدن زهرا عليها السّلام ، تبرئه ستمگران
مىگويد : نفى زدن زهرا عليها السّلام و سقط جنين ، و شكستن پهلوى وى ، و غير ذلك به معناى تبرئه احدى از ستمگران به ساحت او نيست . مگر اين چه اشكالى دارد ؟
مىگوييم : ما منظورش را درست متوجه نشديم . معناى صريح نفى زدن زهرا عليها السّلام تبرئه ديگران از اقدام براى زدن او است . همين گونه است نفى سقط جنين ، نفى شكستن پهلو ، نفى آتش زدن و هجوم آوردن به خانه زهرا عليها السّلام .
اگر كسى كه متهم به ده اتهام است ، از نه اتهام تبرئه شود ، آيا اين بدان معنى است كه همچنان در همان نه اتهام كه از آن تبرئه شده ، مجرم است ؟ ! اگر همهء آنان بىگناه باشند و هيچ يك از اين جنايات را در حقّ زهرا عليها السّلام