خندق سرنگون كرد ، مسلمانان او را زير سنگ گرفتند ؛ نوفل گفت : اى مردم ، مرا بهتر از اين بكشيد . على ( ع ) به جانب او رفت و او را كشت . مشركان جنازهاش را خواستند ، على ( ع ) به آنان اجازه داد كه ببرند . « 1 » در برخى از منابع آمده : على ( ع ) با شمشير ، ضربتى به او زد كه به دونيم شد . « 2 » ابن اسحاق گويد :
على ( ع ) با نيزه به ميان گلويش زد چنان كه از پشت وى بيرون آمد و در داخل خندق مرد . « 3 »
بنى مخزوم به نزد پيغمبر ( ص ) فرستادند و از آن حضرت درخواست كردند تا جنازه نوفل را به مبلغ ده هزار درهم به آنان تحويل دهد . حضرت فرمود :
همانا كه اين جسد الاغى است . پيغمبر كه گرفتن قيمت او را خوش نداشت ، اجازه داد كه جنازهاش را بردند . « 4 »
برخى عقيده دارند كه بنى مخزوم پيشنهاد كردند كه ديهاش را بپردازند .
رسول خدا ( ص ) فرمود : ديهء او خبيث است . خداوند او و ديهاش را لعنت كرده است . ما به ديهء او نيازى نداريم و مانع شما نمىشويم كه او را دفن كنيد . « 5 »
در يك روايت آمده كه دوازده هزار درهم در مقابل جنازه مردى از مشركان
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 240 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 536 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 487 - 488 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 3 / 137 ؛ بحار الانوار ، 41 / 90 ؛ خاتم النبيين ، 2 / 938 ؛ شرح نهج البلاغه ، 19 / 64 ؛ الارشاد ، 60 ؛ كشف الغمّه ، 1 / 204 ؛ اعلام الورى ، 195 ؛ حبيب السير ، 1 / 362 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 107 ؛ سيره حلبى ، 2 / 315 ؛ محمّد رسول اللّه ، 231 ؛ بهجة المحافل ، 1 / 267 .
( 2 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 487 - 485 ؛ سيره حلبى ، 2 / 315 .
( 3 ) . مجمع البيان ، 8 / 343 ؛ دلائل النبوه ، 3 / 438 ؛ سيره دحلان ، 2 / 5 ؛ بحار الانوار ، 2 / 205 ؛ 41 / 90 ؛ الارشاد ، 54 / 60 ؛ شرح نهج البلاغه ، 19 / 64 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 4 / 137 .
( 4 ) . امتاع الاسماع ، 1 / 233 ؛ المغازى ، 2 / 474 ؛ سيره حلبى ، 2 / 315 .
( 5 ) . بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 536 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 113 ؛ عيون الاثر ، 2 / 60 .