نزديكتر به قبول اين است كه اين ازدواج در سال دوم هجرت بوده است . اين بدان معنى است كه همسر نخست او يعنى ابو سلمه پيش از آن فوت كرده است . همچنان كه دلالت دارد ، سريهء قطن هم در سال دوم بوده است .
به هر حال ، رسول خدا ( ص ) در مرگ ابو سلمه حاضر بود و چشمانش را با دست خود بست . « 1 » حضرت به عيادت ابو سلمه آمده بود كه با مرگ وى مصادف شد . « 2 » گروهى از اعضاى خانوادهاش ناله سر دادند . حضرت فرمود :
جز خير براى خويش مخواهيد كه فرشتگان مؤمن هستند . سپس فرمود : خدايا ، ابو سلمه را بيامرز و مرتبهاش را در ميان هدايتشدگان بالا ببر و در نبودش تو خود جاى او را پر كن . ما و او را بيامرز . اى پروردگار جهانيان . « 3 »
ابو سلمه را با آب چاه يسيره كه متعلق به بنى اميه بود ، در بخش علياى مدينه غسل دادند . او پس از آن كه از محلهء قباء كوچ كرد ، در اين منطقه زندگى مىكرد . نام اين چاه در جاهليت عبير بود و پيامبر ( ص ) آن را يسيره ناميد . پيكر ابو سلمه را از قبيلهء بنى اميه به مدينه آوردند و در آنجا دفن كردند . « 4 »
مىگويند : رسول خدا ( ص ) بين ابو سلمه و سعد بن خيثمه برادرى برقرار كرد . « 5 » هنگامى كه رسول خدا ( ص ) طرح خانههاى مدينه را پياده كرد ، خانهء ابو سلمه را در جايى قرار داد كه امروز خانهء بنى عبد العزيز از بنى زهره واقع است . امّ سلمه هم با او زندگى مىكرد . بعدا اين خانه را فروختند و به محلهء بنى كعب رفتند . « 6 »
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، 3 / 1 / 172 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 450 ؛ اسد الغابه ، 3 / 196 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، 3 / 1 / 172 .
( 3 ) . اسد الغابه ، 3 / 196 ؛ ذخائر العقبى ، 254 .
( 4 ) . الطبقات الكبرى ، 3 / 1 / 172 ؛ المغازى ، 1 / 343 .
( 5 ) . الطبقات الكبرى ، 3 / 1 / 171 .
( 6 ) . همان منابع .