تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
مصنّف قاعده‌اى بشرح ذيل بيان فرموده : امّا تماثل محتاج بشرح و توضيح نيست . ولى آن سه نسبت ديگر طرز تعيين آنها چنين است : عدد بزرگ‌تر را بر كوچك‌تر تقسيم مىكنيم اگر باقيمانده نماند پس نسبت بين ايندو تداخل است مانند دو عدد هشت و چهار يا شش و دوازده . و اگر باقيمانده بماند پس مقسوم‌عليه را بر باقيمانده تقسيم مىكنيم اگر باقى نماند عمل تمام است و اگر دو مرتبه باقيماند باز مقسوم‌عليه دوّمى را بر باقيمانده دوّمى تقسيم مىكنيم تا جائى كه باقى نماند . اگر اينعمليّات واقع شد معلوم مىشود بين ايندو توافق است مثل « 6 و 4 » كه وقتى « 6 » را بر « 4 » تقسيم كرديم باقيمانده « 2 » مىشود . سپس مقسوم‌عليه را كه « 4 » باشد بر « 2 » تقسيم مىكنيم باقى چيزى نمىماند پس معلوم مىشود بين ايندو عدد توافق است و مقسوم‌عليه آخرى وفق ايندو است . و اگر باقيمانده يك باشد بين ايندو عدد تباين است . مثلا وقتى عدد هفت را به پنج تقسيم كرديم باقيمانده عدد دو شد سپس پنج را به دو تقسيم كرديم باقيمانده يك شد . پس معلوم مىشود بين پنج و هفت تباين است . قوله : غير الواحد : زيرا واحد عدد نيست تا نسب چهارگانه را در آن لحاظ و اعتبار كنيم . قوله : فان افنا اقلّهما الاكثر : مقصود از فنا كردن عدد ، عدد ديگر را آنست كه اگر عدد كوچكتر را در عدد دو يا بيشتر ضرب كنيم به قدر عدد اكثر شود مانند عدد « 4 » نسبت به « 12 » چه آنكه چهار را وقتى در عدد سه ضرب كنيم حاصل ضرب آن دو دوازده مىشود پس عدد « 4 » دوازده را فانى مىكند از اينرو بايد بگوئيم نسبت بين چهار و دوازده تداخل مىباشد . قوله : فان عدّهما ثالث : كلمه « عدّهما » يعنى افناهما . قوله : و الكسر الّذى هو مخرجه : كلمه « هو » به عدد ثالث راجع بوده و ضمير در
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 95 | الشيخ البهائي العاملي / سيد محمد جواد ذهنى تهرانى