تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
نمودن آنچه بالاى علامت اوّلى بر عدد تحتانى بعلاوه « يك » مىباشد يعنى عدد « 717 » . شرح مثلا خواستيم جذر « 128172 » را بدست آوريم . ابتداء آن را در جدولى كه داراى 6 ستون بود قرار داديم بعد از بالاى جدول يكى در ميان مراتب اعداد را بوسيله نقطه علامت گذاشتيم . پس از آن « 12 » را كه اوّل عدد بود از سمت چپ مورد عمل قرار داده جذر تقريبى آن « 3 » شد آن را در فوق و تحت جدول نهاديم سپس فوقانى را در تحتانى ضرب كرده و حاصلش را كه « 9 » باشد در زير « 12 » نوشته و از آن تفريق نموديم حاصلش كه « 3 » باشد در زير خطّ عرضى قرار داديم آنگاه « 3 » فوقانى را با تحتانى جمع كرده « 6 » شد آن را يك ستون به طرف راست نقل داديم سپس « 81 » را كه عدد بعدى بود با « 3 » باقيمانده در نظر گرفته عدد « 325 » شد ملاحظه كرديم كه چه عددى است كه اگر آن را در پهلوى « 6 » بگذاريم و سپس در خودش و « 6 » ضرب كنيم صحيح باشد عدد « 5 » را يافتيم لذا همين كار را كرده هم آن را در فوق جدول و هم در تحت نوشتيم لذا « 5 » فوق را در « 65 » ضرب كرديم حاصلش كه « 325 » بود در داخل جدول چنانچه در شكل معلوم است قرار داديم و اينعمل را ادامه داديم تا مراتب عدد مطلوب تمام شد . سپس در فوق ديديم عدد « 358 » حاصل شد و در داخل جدول زير خطوط عرضى عدد « 8 » . لذا عدد « 358 » را عدد صحيح قرار داده و « 8 » را صورت كسر و عدد « 717 » را كه از جمع كردن « 358 » فوق با « 358 » تحت با عدد « 1 » بدست آمد مخرج كسر قرار داديم . پس جذر تقريبى عدد مطلوب صورتش چنين است « 717 / 8 358 » . متن : و الإمتحان بضرب ميزان الخارج في نفسه و زيادة ميزان الباقي انكان على الحاصل فميزان المجتمع ان خالف ميزان العدد فالعمل خطاء .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 91 | الشيخ البهائي العاملي / سيد محمد جواد ذهنى تهرانى