و مرحوم مصنّف نيز بمتابعت از سلف هفت مسئله از مسائل لا ينحل را كه تعداد آنها را « 33 » گفتهاند در اينجا ذكر فرموده كه نمونهاى از مشكلات و معضلات مىباشند و آن مسائل بقرار ذيل است .
متن : الاولى :
عشرة مقسومة بقسمين اذا زيد على كلّ جذره و ضرب المجتمع فى المجتمع حصل عدد مفروض .
ترجمه و شرح : مسئله اوّل اينست كه عدد « 10 » را به دو قسم نموديم بطوريكه جذر هر قسمى را وقتى بر خودش افزوديم و سپس مجتمع را در مجتمع ضرب كرديم عدد مفروض « 10 » حاصل شد .
متن : الثّانية :
مجذور ان زدنا عليه عشرة كان للمجتمع جذر او نقّصناها منه كان للباقي جذرا .
ترجمه و شرح : مسئله دوّم اين است كه مجذورى مىخواهيم كه اگر بر آن عدد « 10 » را بيافزائيم براى مجتمع جذر باشد يا هرگاه عدد « 10 » را از آن كم نمائيم باز براى باقيمانده جذر باشد .
البتّه منظور از جذر جذر صحيح است نه كسر .
متن : الثّالثة :
اقرّ لزيد بعشرة الّا جذر ما لعمرو و لعمرو بخمسة الّا جذر ما لزيد .
ترجمه و شرح : مسئله سوّم اينستكه شخصى اقرار مىكند براى زيد به « 10 » درهم باستثناى جذر مال عمرو و نيز اقرار كرد به « 5 » درهم باستثناى جذر مال زيد .
متن : الرّابعة :
عدد مكعّب قسّم بقسمين مكعّبين .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٧٥