ابو سفيان زن و بوى خوش را بر خود حرام كرد تا اين كه با محمّد ( ص ) بجنگد و انتقام كشتههاى خود را از او و يارانش بگيرد . هند ، همسر ابو سفيان نيز چنين موضع گرفت و از شوهر دور شد و بوى خوش را بر خود حرام كرد .
جنگجويان از صاحبان كاروان خواستند تا آنان را در اموال كاروان با خود برابر قرار دهند . پس اين آيه فرود آمد :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً
. « 1 »
بىگمان ، كسانى كه كفر ورزيدهاند ، اموال خود را خرج مىكنند تا ( مردم را ) از راه خدا بازدارند . پس به زودى ( همهء ) آن را خرج مىكنند ، و آنگاه حسرتى بر آنان خواهد گشت .
گفتهاند : اين آيه درباره كسانى فرود آمد كه در بدر سپاهيان قريش را غذا مىدادند . اين تفسير با مفاد آيه سازگارتر است .
8 . مژدهء فتح
رسول خدا ( ص ) پيكى را به مدينه فرستاد تا مژده فتح و ظفر را به اهالى شهر برساند . در ابتدا كسى پيك ظفر را باور نداشت ، امّا چون فهميدند كه پيروزى مسلمانان مسلّم است ؛ مؤمنان شادمان شدند و با سرور و شادى به استقبال پيغمبر ( ص ) آمدند . مىگويند : خبر پيروزى را زيد بن حارثه آورد ، امّا احدى از مردم قبول نكرد تا اين كه اسامه پدرش را سوگند داد و از درستى آن مطمئن شد . اين گفته نمىتواند درست باشد ، زيرا اسامه در آن روزگار ، كودكى خردسال بود كه عمرش از ده سال نمىگذشت . گفته مىشود : هنگامى رسول خدا ( ص ) وارد مدينه شد كه مردم مشغول دفن رقيه ، همسر عثمان بودند .
اسيران را پس از ورود پيغمبر ( ص ) همان روز به مدينه آوردند . حضرت آنان را در ميان يارانش تقسيم كرد و فرمود : با اسيران به نيكى رفتار كنيد . اسراى
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) : 36 .