ديگر ، اين رقم به هفتاد و يك نفر مىرسد . « 1 » به هر حال پيامبر ( ص ) دستور داد كه اسرا را به سوى مدينه حركت دادند و چون به منزل صفراء رسيدند ، امير المؤمنين على ( ع ) را فرمود كه گردن دو تن از آنان را بزند :
1 . عقبة بن ابى معيط ، داراى سوابق زشت بدرفتارى با پيغمبر ( ص ) و مسلمانان در مكّه .
2 . نضر بن حارث كه مسلمانان را در مكّه شكنجه مىكرد . « 2 »
در روايت ديگرى آمده كه رسول خدا ( ص ) سه تن از اسرا را كشت : عقبه ، نضر و مطعم بن عدى . « 3 »
در روايات آمده كه عقبه پيش از هجرت موضع بسيار زشتى در قبال رسول خدا ( ص ) داشت . حضرت او را تهديد كرد كه اگر وى را بيرون از كوههاى مكّه بيابد ، گردنش را بزند . « 4 »
وقتى انصار سرگذشت عقبه و نضر را ديدند ، ترسيدند كه مبادا پيامبر ( ص ) همهء اسيران را بكشد . از اين رو گفتند : يا رسول اللّه ! هفتاد نفر از آنان را كشتهايم .
اينان قوم و خويش تواند . آيا مىخواهى آنان را ريشهكن نمايى ؟ ايشان را به ما ببخش و از آنان فديه بگير و آزادشان كن .
ابو بكر هم ترجيح مىداد كه فديه بگيرند . او گفت : اينان قوم و خويش تو هستند . آنان را نگهدار و فديه بگير تا به وسيله آن بر كفّار قوت يابيم . يا گفت :
اينان عموزادگان ، خانواده و برادران ما هستند .
رسول خدا ( ص ) كراهت داشت كه فديه بگيرد ، چنان كه سعد بن معاذ اين
هامش
( 1 ) . العلل و معرفة الحديث ، 1 / 4 .
( 2 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 298 ؛ الاغانى ، 1 / 10 .
( 3 ) . العلل و معرفة الحديث ، 1 / 3 .
( 4 ) . بنگريد : الغدير ، 8 / 273 - 274 .