رسول خدا ( ص ) آمد و ما را با پاى خود جنبانيد . از آنجا كه روى خاك خوابيديم ، خاكآلوده شده بوديم . در آن روز رسول خدا ( ص ) رو به على بن ابى طالب كرد و فرمود : ابو تراب ؛ ترا چه شده است ؟ « 1 »
اين كنيه دوستداشتنىترين كنيه على ( ع ) بود ، امّا امويان همواره به عنوان سرزنش و عيبجويى از آن ياد مىكردند . پيش از اين به هنگام بحث از « پيمان برادرى » نيز در اين باره مطالبى آورديم . هر گونه روايتى جز اين كه بيانگر اختلاف بين فاطمه ( س ) و على ( ع ) باشد ، از ديدگاه ما مردود است و ساختهء دشمنان كينهتوز على و فاطمه ( س ) .
4 . غزوه بدر اولى ، چند روزى پس از غزوه عشيره نمىگذشت كه كرز بن جابر فهرى رمهء مدينه را غارت كرد . رسول خدا ( ص ) در تعقيب وى تا وادى صفوان از ناحيهء بدر پيش رفت ، امّا به كرز نرسيد و به مدينه بازگشت . « 2 »
3 . هدف سريهها
ديديم كه هدف برخى سريهها كسب خبر و زير نظر داشتن تحرّكات قريش در منطقه بود . چنان كه در برخى ديگر تعقيب متجاوزان به حريم مدينه هدف عمده اعزام سريه بود . در آن دسته از سريهها نيز كه به درگيرى و جنگ نمىانجاميد ، تمرين نظامى و كسب اعتماد به نفس مسلمانان مورد نظر بود تا
هامش
( 1 ) . البداية و النهايه ، 3 / 247 ؛ الآحاد و المثانى ، 235 ، صحيح ابن حبان ؛ بحار الانوار ، 19 / 188 ؛ مسند احمد ، 4 / 236 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 123 - 124 ؛ كنز العمّال ، 15 / 123 - 124 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 136 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 364 ؛ ترجمة الامام على ( ع ) من تاريخ مدينة دمشق ، 3 / 86 ؛ انساب الاشراف ، 2 / 90 ؛ سيره حلبى ، 2 / 126 ؛ سيره ابن كثير ، 2 / 363 ؛ دلائل النبوه ، 2 / 303 ؛ الغدير ، 6 / 334 ؛ عيون الاثر ، 1 / 226 ؛ امتاع الاسماع ، 55 ؛ كتاب الفضائل ، شماره ، 295 ؛ شواهد التنزيل ، 2 / 342 ؛ الطبقات الكبرى ، مستدرك حاكم ، 3 / 140 .
( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 128 ؛ سيره ابن هشام ، 2 / 251 .