تو پيوند دهم . من گرامىتر از تو نديدم . . . « 1 »
6 . بشارتهاى يهود مدينه درباره ظهور قريب الوقوع پيامبرى در منطقه عربستان ، همه را براى پذيرش دين جديد آماده كرده بود ، امّا نياز به شرايط مساعد و مناسبتهاى تشويقى داشتند . حال چرا پيامبر ( ص ) چنين استعدادهايى را ناديده بگيرد و فرصت را براى آنان فراهم نسازد ؟
7 . از همه گذشته ، مردم مدينه ، خودشان از پيامبر ( ص ) دعوت كردند تا به اين شهر هجرت كند ؛ با او در عقبهء منى بيعت كردند و به حضرت وعدهء يارى و نصرت دادند و متعهّد شدند كه چونان زن و فرزند خويش از آن حضرت دفاع كنند و حتى در اين راه سلاح بردارند و در مقابل همگان بايستند .
3 . پيمان برادرى مهاجران
احتمال مىرفت مسلمانان در مهاجرت به يثرب با مشكلات و مصاعب فراوانى روبهرو شوند كه نياز به همراهى و همكارى فوق العاده داشت . از اينرو پيمان برادرى مهاجران به عنوان مقدمه هجرت مطرح شد . هدف اين بود كه مناسبات انسانى را از حد روابط مصلحتى تا مرتبهء برادرى بالا كشد .
چنان كه در ابتدا كه هنوز آيهء ارث نيامده بود ، برخى از مسلمانان گمان مىكردند كه برادرى بدون پيوند نسبى هم موجب ارث است .
اين مطلب بر عمق و ژرفاى تأثير اين حادثه در روحيات و مناسبات مسلمانان دلالت دارد . به هر حال ، رسول اكرم ( ص ) پيش از هجرت مهاجران را بر اساس حق و مواسات با هم برادر كرد : ابو بكر و عمر ؛ حمزه و زيد بن حارثه ؛ عثمان و عبد الرحمن بن عوف ؛ زبير و عبد اللّه بن مسعود ؛ عبادة بن حارث و بلال ؛ مصعب بن عمير و سعد بن ابى وقّاص ؛ ابو عبيده جرّاح و سالم مولاى ،
هامش
( 1 ) . همان ؛ اعلام الورى ، 57 .