گردنش را با شمشير مىزنم . قريش بازگشتند و صبح نزد عبد اللّه بن ابى رفتند ؛ به او گفتند : شنيدهايم كه قوم تو بر جنگ ما با محمّد بيعت كردهاند . به خدا قسم ؛ طايفهاى در عرب نيست كه اشتعال نايره جنگ ميان خود و آنان را بيشتر دشمن بداريم تا جنگ ميان خود و شما را .
عبد اللّه سوگند ياد كرد كه چنين چيزى نبوده است و او از آن اطلاعى ندارد . انصار او را از كارشان باخبر نكرده بودند . انصار پراكنده شدند و رسول خدا ( ص ) به مكّه بازگشت .
قريش بعدا از صحت خبر مطمئن شد . از اين رو در پى انصار بيرون رفتند و بر سعد بن عباده و منذر بن عمير دست يافتند ، امّا منذر از آنان گريخت . سعد را گرفتند و زير شكنجه قرار دادند . خبر دستگيرى و شكنجه سعد به جبير بن مطعم و حارث بن حرب بن اميه رسيد . آن دو آمدند و او را خلاص كردند ، زيرا وى به آنان در تجارت پناه داده و مردم يثرب را از تعرّض به آن دو بازداشته بود . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 318 - 319 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 2 / 450 ؛ اعلام الورى ، 57 .