آن يعنى عداوت و دشمنى با خويشاوندان ، مردم شهر و حتى همهء دنيا قرار گيرد . وى كاملا آماده بود تا به خاطر پيامبر ( ص ) از شهر و ديارش تبعيد شود ، در انزواى سياسى و اجتماعى قرار گيرد ، امّا هرگز تسليم فشارهاى گوناگون قريش نشود .
2 . براى دفاع و حمايت از برادرزاده و دين او به گرسنگى ، فقر و محاصره اقتصادى تن دهد و حتى اموال و اندوختههاى خود را در راه دين صرف نمايد .
3 . در صورت لزوم خويشتن را درگير معركه جنگى كوبنده و ويرانگر سازد كه چه بسا به نابودى خاندان بنى هاشم و دشمنان آنان منتهى خواهد شد .
4 . كوچكترين فرزندش ، على ( ع ) را قربانى كند و فداى پيامبرش سازد .
چنان كه غم غربت فرزند ديگرش ، جعفر را به دوش مىكشيد كه در راه دين و حفظ جان مسلمانان بىپناه به حبشه هجرت كرد .
5 . با دست و زبان خود جهاد كند و همهء امكانات مادى و معنوى خويش را در اين راه به كار گيرد و در راه دفاع از دين ، از تحمّل مشكلات و سختىها پروايى نداشته باشد و همهء توان خويش را براى حفظ و حمايت آن به كار گيرد .
لازم مىدانيم ، در اينجا به يك پرسش كه از سوى برخى مغرضان مطرح مىشود ، پاسخ دهيم . پرسش اين است : چرا فداكاريهاى ابو طالب در دفاع از پيامبر ( ص ) و آيين مسلمانى برخاسته از حميت نسبى و قبيلهاى و انگيزههاى عاطفى و احساسى نباشد ؟ آيا فكر نمىكنيد ، بر اساس انگيزهء « دوستى طبيعى » باشد ؟ « 1 »
در پاسخ به اين پرسش مغرضانه به چند نكته اشاره مىكنيم ؛
1 . دلايل قاطع بر ايمان ابو طالب ( ع ) در دست داريم خصوصا اشعار و
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 394 .