توضيح مقدمه اين است كه : رسول خدا ( ص ) بر مشركين عرب به تنهايى مبعوث نبود ، و امّت او همه جهانيان تا روز قيامت هستند ، به دليل آيهء شريفهء «
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً
» « 1 » ، و آيهء شريفهء «
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ
» « 2 » و آيهء شريفهء «
وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
» « 3 » و آياتى ديگر .
چيزى كه هست آن جناب دعوت خود را از مكّه و از ميان قوم خويش كه مردم مكّه و اطراف آن بودند ، شروع كرد و جمعيت بسيارى دعوتش را پذيرفتند ، ولى عامهء مردم بر كفر خود باقى مانده تا آنجا كه توانستند دعوتش را با دشمنى و اذيّت و استهزاء مقابله نموده ، تصميم گرفتند يا او را به قتل برسانند يا اين كه از آن شهر بيرون كنند كه خداى تعالى دستورش داد كه هجرت كند .
و آنهايى كه به آن جناب ايمان آوردند ، هر چند نسبت به مشركين كم بودند و در تحت شكنجه آنان قرار داشتند ، اما براى خود جمعيتى بودهاند كه قرآن دربارهشان فرموده : «
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
» « 4 » حتى آن قدر زياد بودند كه از رسول خدا ( ص ) اجازه مىخواستند تا با مشركين مبارزه و نبرد كنند ، ولى خداى تعالى اجازه نداد ( به روايات وارده در شأن نزول آيهء فوق مراجعه فرماييد ) .
پس معلوم مىشود ، مسلمانان مكّه عدّه و عدّهاى داشتهاند و روز به روز به جمعيتشان اضافه مىشده تا آن كه رسول خدا ( ص ) به مدينه مهاجرت كرد و در
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) : 158 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) : 19 .
( 3 ) . احزاب ( 33 ) : 40 .
( 4 ) . نساء ( 4 ) : 77 .