فصل پنجم انذار خويشاوندان
1 . حديث يوم الدار
پس از گذشت سه سال از بعثت ، مرحلهء دعوت علنى فرا رسيد كه مرحله سخت و خطرناكى بود . ابتدا از محدودهء نسبتا كوچكى ابلاغ دين آغاز شد .
فرمان الهى به پيامبر اكرم ( ص ) رسيد كه :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
. « 1 » هنگامى كه اين آيه نازل شد ، رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را فرمود تا غذايى فراهم كند .
آنگاه فرزندان عبد المطلب را جمع نمايد تا با آنان سخن بگويد و فرمان الهى را به آنان ابلاغ كند . على ( ع ) يك صاع طعام تهيه كرد و يك ران گوسفند هم بدان افزود . ظرفى نيز پر از شير كرد . سپس بنى عبد المطلب را كه آن روز چهل مرد ، يكى بيش يا كم مىشدند ، فراهم ساخت . عموهاى او ابو طالب ، حمزه ، عبّاس و ابو لهب نيز در اين جمع بودند . همگى از آن طعام خوردند . على ( ع ) گفت :
همه سير شدند و خوراكىها همچنان بر جاى بود ، فقط جاى دستانشان را بر غذا مىديدم . به خداى سوگند ؛ اگر غذايى را كه براى همهء آنان
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) : 214 : و خويشان نزديكت را هشدار ده .