پنج سال دوره دعوت سرّى افزوده است . احتمال دارد كه آن حضرت واقعا هفت سال پيش از بعثت با رسول خدا ( ص ) عبادت كرده باشد . اين احتمال در صورتى قوّت مىگيرد كه وقتى ايمان آورد ، ده يا يازدهساله بوده باشد .
استدلال امام على ( ع ) و احتجاج ياران حضرت و تابعان مبنى بر پيشى داشتن او در اسلام ، با اين كثرت شگفتانگيز در مناسبتهاى مختلف از جمله در صفين و تلاش آنان به اين مسأله ، خود برهانى روشن بر اين مطلب است .
ما ، در ميان دشمنان قسم خورده على ( ع ) كسى را سراغ نداريم كه منكر اين فضيلت باشد يا در آن شبهه نمايد يا آن را براى كس ديگرى برشمارد . در حالى كه مىدانيم دشمنان على ( ع ) انگيزههاى گوناگونى داشتند و در راه نيل به اهداف پليد خود ، حتى از دروغ بستن بر خدا و رسول اكرم ( ص ) و بيان مطالب ناروا پروا نداشتند ، قطعا اگر احتمال مىدادند كه دروغشان در اين باره مورد پذيرش كسى قرار خواهد گرفت ، بىدرنگ به آن مبادرت مىكردند ، امّا اتّفاق نظرها در اين باره به حدى بود كه نتوانستند كوچكترين خدعه و نيرنگى پيش گيرند . اينها همه نشان مىدهد كه سبقت على ( ع ) در اسلام مسلّم و مورد اتّفاق نظر همگان بوده ، احدى نمىتوانست آن را انكار كند . براى نمونه و شاهدى بر اين اتّفاق نظر ، فقط يك حادثه را نقل مىكنيم كه براى سعد بن ابى وقّاص روى داد . مىدانيم كه وى از على ( ع ) جدا شد و راه ديگرى پيمود .
حادثه چنين است ؛
سعد شنيد كه مردى على ( ع ) را دشنام مىدهد ، ايستاد و خطاب به او گفت :
اى مرد ؛ چرا على بن ابى طالب را دشنام مىدهى ؟ آيا نخستين كسى نبود كه اسلام آورد ؟ آيا او نخستين كسى نبود كه با رسول خدا ( ص ) نماز خواند ؟ آيا او داناترين مردم نبود ؟ . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . مستدرك حاكم ، 3 / 500 ؛ حياة الصحابة ، 2 / 514 - 515 .