28 . قياس ، رأى و استحسان :
براى جبران كاستىهاى ناشى از دور ساختن مردم از حديث رسول خدا ( ص ) و اهل بيت ( ع ) ، عمل به قياس ، رأى و استحسان را جايز اعلام كردند . عمر به ابو موسى نوشت ؛
چيزهاى شبيه و مثل هم را بشناس . سپس آنها را با هم قياس كن و آنگاه نزديكترين به حكم خدا و شبيهترين به حق را برگزين و بدان اعتماد كن . « 1 »
هم او به شريح گفت :
هرگاه قضاوتهاى پيشوايان هدايت شده را ندانستى به رأى خودت عمل كن . « 2 »
ابو بكر ، ابن مسعود ، عثمان ، عمر « 3 » و ساير صحابه مطابق رأى عمل كردند .
در نتيجه « شريعت دگرگون شد و اصحاب قياس ، صاحبان شريعت جديد شدند . » « 4 »
ائمهء اطهار ( ع ) اين روش را ردّ و به شدّت بر آن تاختهاند . « 5 »
29 . مدلول قياس ، منسوب به پيامبر ( ص )
قياسگرايان خواستهاند هالهاى از تقدّس به دور آراى خود كشيده ، آن را به عنوان يك معيار علمى و شيوهء فكرى ثابت و مقبول ، در ذهن مردم جا بيندازند . از اين روى مدلول قياس را به رسول اكرم ( ص ) نسبت دادند . برخى گويند :
از بعضى از فقهاى اهل رأى اجازه خواستند كه حكمى را كه قياس جلى بر آن دلالت دارد ، به عنوان قول به رسول خدا ( ص ) نسبت دهند و بگويند : قال رسول اللّه . از اين رو كتابهاى آنان پر است از احاديث
هامش
( 1 ) . تاريخ عمر بن خطّاب ، 155 ؛ اعلام الموقعين ، 1 / 86 ؛ سنن دارقطنى ، 4 / 206 - 207 .
( 2 ) . الاحكام فى اصول الاحكام ، 4 / 162 .
( 3 ) . همان ، المحلّى ، 1 / 61 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغه ، 12 / 84 .
( 5 ) . شرف اصحاب الحديث ، 74 .