نشستهاى ؟ ( تو همانى كه ) شاهپرهاى شاهين را شكستى ، حال چه شد كه دستخوش پرهاى كوچكشدهاى ؟ پسر ابو قحافه عطيّهء پدر را از من و نان خورش از دو فرزندم سلب كرد .
آشكارا به دشمنى من برخاست و از لجاج و عناد خود روى برنتافت . چندان كه انصار از من بريدند و مهاجرين ديده از حمايت من پوشيدند . مردم نيز از ياوريم فروگذار كردند .
در دفع تركتازى از او نه ياورى دارم و نه مددكارى . خشم فرو خورده ، از خانه بيرون شدم و خوار بازگشتم . آن روز كه منزلت خويش را ناديده گرفتى ، همان روز خود را در مضيق ذلّت افكندى و چهرهء فروتنى و خوارى بر خاك ساييدى . تو شيرى بودى كه گرگها را در هم شكستى ، در حالى كه امروز در به روى خود بستهاى . آيا نمىتوانى گويندهاى را از گفتار بيهودهاش بازدارى ، و يا با ابطال باطل نفع و فايدهاى به من عايد گردانى ؟ چرا كه قدرت حمايت از خود ندارم . اى كاش پيش از اين خوارى مرده بودم . اگر سخن به تندى گفتم و يا از يارى نكردنت بر آشفتم خداوند را پوزش مىطلبم . واى بر من ! هر بامدادى كه خورشيد سر از بام خاور برمىدارد و به هنگام غروب خورشيد ، اين كلام در وجودم طنينانداز است كه پناه من از دنيا رفت و بازويم ناتوان گرديد . چه كنم جز آنكه شكايت به نزد پدر برم و رعايت و يارى از حق طلبم ؟ بار الها نيرويت از همه كس فزونتر و عذاب تو از حوصله بيرون است ، تو خود داد من بستان ! امير مؤمنان ، على عليه السّلام فرمود :
اى دختر برگزيدهء عالميان ! و يادگار بهترين پيمبران ! افسوس براى تو نيست بلكه براى دشمن توست . غم مخور ( آه و ناله كردن تو را به حق خود نمىرساند بلكه دشمن تو را شادمان نيز خواهد كرد ) .
من از سستى گوشهنشين نشدم ، بلكه آنچه در توانم بود ، به كار بستم . اگر نان خورش مىخواهى روزى تو نزد خداوند محفوظ است و او خود عهدهدار آن مىباشد ، آرام گير و آنان را به خداوند واگذار .
فاطمه عليها السّلام فرمود : آنها را به خداوند وانهادم .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 837
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٣٧