« 1 » وَ الْبَعْل اسْم امْرَأَةٍ وَ بِهَا سُمِّيَت بَعْلَبَك وَ الْبَعْل مِن النَّخْل مَا شَرِب بِعُرُوقِه مِن غَيْرِ سَقْيٍ وَ الْبَعْل السَّمَاءُ وَ الْعَرَب يَقُول السَّمَاءُ بَعْل الْأَرْض
ترجمه :
ابن خالويه نحوى ( 370 ه ) به صورت مسند در كتاب « الآل » از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه فرمود : هنگامى كه خداوند آدم و حوّا را آفريد ، آنها بر خويش مغرور شده و فخر فروشى نمودند ، در اين ميان آدم به حوّا گفت : خداوند تاكنون مخلوقى بهتر از ما را خلق ننموده است . و خداوند متعال به جبرئيل وحى نمود : اين دو نفر را به « فردوس اعلى » ببر ! هنگامى كه آن دو وارد فردوس شدند با دخترى روبرو گرديدند كه بر روى فرشى نشسته ، تاجى از نور بر سر ، و دو گوشواره از نور در گوش داشت ، و تمام بهشت از نور چهرهء وى روشن گرديده بود ، آدم گفت : اى جبرئيل ! اين دختر كيست كه بهشت از نيكويى چهرهاش درخشان مىباشد ؟ جبرئيل گفت : او فاطمه دختر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه فرزندان تو و پيامبر آخر الزمان است . آدم گفت : اين تاج چيست كه بر سر دارد ؟ جبرئيل گفت : اين شوهر او على بن ابى طالب است . آدم گفت : اين گوشوارهها كه در گوش دارد چيست ؟ جبرئيل گفت : آنها دو فرزند او حسن و حسين هستند . آدم گفت : اى جبرئيل ! آيا ايشان قبل از من آفريده شدهاند ؟ جبرئيل گفت : آرى ! او چهار هزار سال قبل از تو آفريده شده است . ابن خالويه گويد : بعل ، در زبان عرب به پنج چيز اطلاق مىشود : 1 - زوج و شوهر 2 - بت ، كما اينكه در سورهء صافات : 125 آمده است : « آيا بت را عبادت مىكنيد ؟ » . 3 - نام زنى كه اسم منطقهء بعلبك « 2 » از آن گرفته شده است . 4 - نوعى نخل كه بدون نياز به آبيارى رشد مىكند . « 3 »