تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
فرمود : خدا آنان را از رحمت دور كناد ! آنان اولين كسانى هستند كه كفر ورزيدند . گويد : اين داستان پيش از آن بوده است كه پيامبر ( ص ) مأمور به نبرد با اهل كتاب شود . چندى بعد اين آيه نسخ شد و با نزول سوره‌ى برائت به ستيز با اهل كتاب مأموريت يافت . « 1 » بلاذرى : عدى بن نضله در دومين نوبت همراه با جعفر به حبشه كوچيد و در همان‌جا بمرد . او نخستين كس در اسلام است كه ارث به جا گذاشته است . پسرش نعمان بن عدى كه از سوى عمر به كارگزارى ميسان گمارده شد ، از او ارث برد . وى اين شعر را گفت و عمر او را از كار بر كنار كرد :
الا ابلغ الحسناء أن حليلها * بميسان يسقى فى زجاج و حنتم اذا شئتُ غنّتنى دهاقين قرية * و صناجة تجذو على كلّ منسّم
« هان ، زيباروىِ مرا بگو كه همسرش در ميسان با جام بلورين و سبوى سياه مىنوشد . و هرگاه بخواهم باده‌فروشان روستا و زنان سنج‌كوب برايم خنياگرى كنند و بر هر گذرگاهى آتش افروزند » . « 2 » همو : حاطب بن عمرو بن بنى عامر بن لؤى دو بار به حبشه مهاجرت كرد . بار اول نخستين مسلمانى بود كه وارد آن سرزمين شد . وى در بدر حضور داشت و سوده بنت زمعه را ( كه همسر برادرش سكران بن عمرو بود ) به همسرى پيامبر درآورد . گويند : حاطب اولين كسى بود كه وارد خاك حبشه شد و در ميان آخرين كسانى بود كه با جعفر بن ابىطالب از آن سرزمين بيرون آمد . « 3 » عياشى : امام باقر ( ع ) و صادق ( ع ) فرموده‌اند : عمر در نخستين سال خلافت خويش حج گزارد و در همان سال مهاجران و انصار حج به‌جا آوردند و على ( ع ) همراه حسن ( ع ) و حسين ( ع ) و عبدالله بن جعفر آهنگ حج كرد . چون عبدالله ازار و ردايى بر
هامش
( 1 ) . اسباب النزول 86 ( 2 ) . انساب الاشراف 1 / 217 ( 3 ) . همان 219 .