كرد ، و يا تكيه داد ، يا كارى كرد كه دليل كسالت او بود ، هر كس نزد اوست از جا بلند شود ، و حرفى را بازگو نكند ، هر چند كه مدّتها طول بكشد ! با دينداران همنشينى كنيد ، هر چند كه در مرتبهء آنان نباشيد ، زيرا در مجالس ايشان سخن نامربوط نيست .
مردى وسط جمعيّت نشست و به حذيفهء يمانى گفت : برادرت ، فلان كس مرد ، او گفت : و تو سزاوارتر بودى كه خدايت بميراند ، من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : كسى كه وسط جمعيّت بنشيند ، از رحمت خدا بدور است . ( 8 ) گشادهرويى نخستين پذيرايى مهمانان است ، هر كس ستايش مردم را بخواهد ، نه سرزنش و عيبجويى آنان را بايد با خوشرويى با ايشان برخورد كند .
جرير بن عبد اللَّه مىگويد : از زمانى كه من مسلمان شدم ، هر وقت پيامبر مرا مىديد ، به چهرهام لبخند مىزد .
العتابى ، مىگويد : كسى كه چهرهاش گرفته باشد ، در كار خير گرفتهتر و بخيلتر خواهد بود .
از پيامبر خدا ( ص ) نقل كردهاند كه اگر كسى با آن بزرگوار مصافحه مىكرد ، او دستش را رها نمىكرد ، مگر اينكه طرف آغازكننده مصافحه رها كند . و هرگز كسى با او در مجلسى ننشست كه رسول خدا ( ص ) پيش از او بلند شود . ( 9 ) به محمّد بن واسع گفتند : چطور داخل صبح شدى . گفت : صبح كردم در حالى كه مرگم نزديك ، آرزويم دور و دراز و عملم بد بود .
گويند : هيچ قومى نبودند كه در انجمنى بنشينند ، و از جابر خيزند پيش از آن كه از خداوند بهشت را تقاضا كنند و از آتش دوزخ به خدا پناه ببرند ، مگر اينكه فرشتگان گفتند : بيچارهها دو امر مهمّ را فراموش كردهاند .
هر كس قصد عزّت آخرت را دارد ، پس بايد نشست وى با بيچارگان باشد .
از آن حضرت است : نبايد كسى از مسلمانان را كوچك شمارى ، زيرا كوچك آنها نزد خدا بزرگ است . ( 10 )
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٧٣