طمع و امثال آن
ابن عباس - خدايش خشنود باد - مىگويد : رسول خدا فرمود : « براستى سنگ صاف صيقلى كه پاى دانشمندان روى آن مىلغزد ، طمع است . » ( 1 ) و از آن بزرگوار نقل كردهاند كه به انصار فرمود : « همانا شما در هنگام قناعت ، به فزونى مىرسيد ، و موقع طمع كاستى مىيابيد . » ( 2 ) على ( ع ) مىفرمايد : « بيشترين مغلوبيّت و تباهى عقول در موارد جلوهگاه طمع است . » ( 3 ) بردگان سه دستهاند : بندهء آزاد ، و بندهء شهوت و بندهء طمع . ( 4 ) هر كس مايل است ، در دوران زندگيش آزاد زندگى كند ، پس نبايد طمع را در دلش جا دهد . ( 5 ) كعب ، عبد اللَّه بن سلام را ديد ، گفت : صاحبان دانش چه كسانى هستند ؟ جواب داد : كسانى كه به علم خود عمل كنند .
گفت : پس چه چيز باعث زدودن علم از دل علماء پس از فراگيرىشان مىشود ؟ جواب داد : طمع و آزمند نفس ، و عرض نياز به مردم ، از خدمت حرص و طمع دورى كن ، كه حريص آسايش ندارد .
به اسكندر گفتند : چه چيز باعث خوشنودى در دنياست ؟ گفت : راضى بودن به آنچه نصيب شده ، پرسيدند : چه باعث غم و اندوه دنياست ؟ جواب داد :
حرص و آز .