در وى كند ، وآن را برافروزد ، بايد كي در آن خانه جراغ ديگر نبود ، واگر در روغن بنفشه بارهء از كبريت كازران دراندازى ، وبدان جراغ بيفروزى همين فعل كند .
أصل ششم : اگر از انگبين وزنجبيل مقدار يك درم بستاني ومناسج بدان بيالايى ومباشرت كنى آن زن هيج كس را جز تو نخواهد .
أصل هفتم : اگر خواهى كي مرغان را بىهيج رنج صيد كنى مقدارى گندم بستان ومقدارى كبريت زرد ، وآن گندم را بدان بجوشان بس آن گندم را در بيش مرغان بريز تا آن را بخورند ويك ساعت صبر كن بس ايشان را بگير .
أصل هشتم : اگر خواهى تا آتش بدست گيرى ودست نسوزد ، قدرى از كافور خالص بگير ، وبه آب حل كن ودست وانگشتان بدان نيك بمال بس آتش بگير دست تو نسوزد .
أصل نهم : اگر خواهى كي تخم در زمين بباشى وهم در ساعت برويد بستان شاهدانهء هندى مقشر ، ودر زمين بباش ، وآب بروى
رسائل طبي محمد بن زكرياى رازى — صفحة مقدمة 7
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
صمقدمة ٧