تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

186 كيفر فورى

روزى امام جعفر صادق عليه السلام از كنار كوه « ثافل » « 1 » مىگذشت ، رو به اطرافيان كرد و فرمود : زمانى كه يزيد بن معاويه از سفر حج به سوى شام بازمىگشت ، وقتى به اين كوه رسيد ، شعرى را خواند كه مضمونش اين است : « من تا زنده باشم ، براى انجام مناسك حج يا عمره ، به اينجا باز نخواهم گشت » . « 2 »
هامش
( 1 ) نام دو كوه از كوههاى تهامة است ، به نامهاى ثافل اكبر و ثافل اصغر . ( معجم البلدان ) . ( 2 ) يزيد بن معاويه كه لعنت خدا بر او باد . اين شعر را به خاطر اهانت به خانهء خدا و اهانت به مراسم حجّ ، خواند . چرا كه خاندان بنى اميّه ، اعمال حجّ را به خاطر ، ظاهر سازى و نمايش مسلمان بودن خود ، انجام مىدادند . و در دل و در باطن اعتقاد به آن نداشتند . نه تنها ايشان ، اعتقاد به اعمال حج نداشتند ، بلكه به هيچ يك از مبانى اسلامى اعتقاد نداشتند . و ظاهر اسلامى را براى حكومت كردن ، حفظ مىنمودند : همانطور كه بزرگ ايشان نيز ابو سفيان لعنة اللَّه عليه ، در وصيّت خود به معاويه چنين گفت : لا جاء خبر و لا وحى نزل . نه وحيى از جانب خدا نازل شده و نه خبرى آمده است . و بدينسان اعتقاد باطنى خود و كفر ضمير خود را آشكار نمود . همان گونه تاريخ نيز ، اعمال كثيف و شنيع ايشان را در زمان حكومتشان ثبت و ضبط نموده است . و لكّهء ننگى در تاريخ از خود باقى گذاشته‌اند . ( لعنة اللَّه عليهم اجمعين )