بزرگوار ، و قيام او به امر خداى عزّ و جلّ كه از اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است ؛ شك نموده و حضرتش را تصديق نمىكنيد . « 1 » » .
شيخ صدوق ، همچنين پس از نقل حكايت بلوهر و بوذاسف گويد :
« اين حكايت و حكايات ديگر شبيه به آن ، در بارهء معمّرين كه ذكر گرديد به آن جهت نيست كه از طريق اين گونه اخبار ، به غيبت امام زمان عليه السلام اعتقاد پيدا كرده و ايمان آوريم .
زيرا ما ، تنها از طريق اخبار صحيحى كه از نبى اكرم صلى اللَّه عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام به ما رسيده است ؛ به غيبت امام عصر عليه السلام اعتقاد نموده و ايمان آوردهايم ، همان گونه كه به دين اسلام و احكام و شرايع آن اعتقاد داريم .
امّا در احاديث ، مىبينيم كه براى بسيارى از پيامبران و رسولان الهى عليهم السلام ، و بعضى از حجتهاى پس از آنان ، و بعضى از پادشاهان صالح ، ايّام غيبتى وجود داشته است ، و در بارهء غيبت آنها هيچ يك از مخالفين شكّ و شبههاى ندارند و منكر آن نيستند .
امّا شگفت اينجاست كه پيرامون امام عصر عليه السلام روايات صحيح و فراوانى از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
هامش
( 1 ) كمال الدين ص 529 - 530 .