تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

28 نماز بىوضو

مردى عالم را در قبر نهادند و به او گفتند : ما تو را صد تازيانه از عذاب خداوند عزّ و جلّ مىزنيم . گفت : طاقت ندارم . پيوسته از تازيانه‌ها كم كردند تا به يك تازيانه رسيد . باز گفت كه طاقت ندارم . گفتند : چاره‌اى غير از تازيانه نيست . گفت : چرا به من تازيانه مىزنيد ؟ گفتند : روزى بدون وضو نماز خواندى ، و بر فردى ضعيف گذشتى ولى او را يارى نكردى . آنگاه تازيانه‌اى از عذاب خداى متعال به او زدند ، و قبرش پر از آتش شد « 1 » .
هامش
( 1 ) حديث 130 ، ج 1 ، ص 58 .