و وجوب آن ، تنها به عوام اهل سنت نسبت داده مىشود . « 1 »
روايات نقل شده در كتابهاى اهل سنت ( با قطع نظر از ضعيف بودن سند آن ) به بيست حديث مىرسد و از اين تعداد تنها يك حديث است كه بخارى از ابو حازم نقل مىكند . « 2 »
همانطور كه عينى « 3 » و شوكانى « 4 » و ديگران تصريح كردهاند ، در آن حديث و شبههء مرسل و منقطع بودن وجود و دارد همچنين حديث مسلم كه « 5 » از ابى وائل نقل شده نيز گرفتار آفتِ ارسال است ؛ زيرا روايات علقمه از پدرش مرسل است . ابن حجر نيز به آن تصريح دارد . « 6 » و اما در مورد بقيهء روايات بايد گفت كه آنها نزد اهل سنت ضعيف شمرده شدهاند . و به اقرار اصحابِ سنن و جوامعِ و علماى رجال ، اعتمادى بر آنها نيست : بنابراين ، هيچ مجوّزى باقى نمىماند ، جز اين كه بگوييم اين خود فعل و عملى است كه دليلى بر جايز بودن آن در نماز وجود ندارد . پس انجام آن به قصد مشروعيت و سنت و از آداب نماز شمردن ، بىشك حرام است ؛ چون در حرمت آن كافى است كه بگوييم هيچ وجه
هامش
( 1 ) الفقه الإسلامى و ادلّته ، ج 4 ، ص 874 .
( 2 ) بخارى ، ج 1 ، ص 135 .
( 3 ) عمدة القارى ، ج 5 ، ص 280 .
( 4 ) نيل الأوطار ، ج 2 ، ص 187 .
( 5 ) مسلم ، ج 1 ، ص 150 .
( 6 ) تهذيب التهذيب ، ج 8 ، ص 314 .