نقطهاى خاص ؛ نقطهاى كه از آنجا بيوت مكّه يا جدران قابل رؤيتند . به عبارت ديگر رؤيت طريق است براي نقطهء قابليت رؤيت بيوت مكّه يا جدران ، يعنى متمتّع يا مسافر هنگامى كه در مسير خود به جايى برسد كه بيوت مكّه يا ديوارهاى شهر قابل رؤيت باشد ، بايد تلبيه را قطع كند يا نماز را تمام بخواند ، به بيانى كه گذشت .
در بحث ما هم رؤيت هلال طريق است براي نقطهاى خاص از مدار ماه ، كه از آن نقطه به « قابلية الهلال للرؤية » يا « رؤيتپذيرى » تعبير مىكنيم . يعنى قمر بعد از مقارنه وخروج از محاق ، در مدار خود به جايى برسد كه هلال براي ناظر زمينى قابل رؤيت باشد . اين نكتهء پيچيدهاى نيست ، بلكه ظهور عرفى اين جملهها - پس از احراز عدم موضوعيت رؤيت - همين معناست .
چهار : ظاهر آن است كه به مجرّد ولادت هلال ، ماه آغاز مىشود .
- در شب اوّل كه ماه از محاق خارج شده است ، هلال بر آن صدق مىكند هر چند كه مردم آن را نديده باشند .
- برخى از بزرگان مانند مرحوم محقق خويى در تعريف هلال ، علاوة بر خروج از تحت الشعاع فرمودهاند : « بايد مقدارى هم از خورشيد فاصله گرفته به گونهاى كه قابليت رؤيت هر چند در برخى از مناطق را داشته باشد » . به نظر ما اضافه نمودن چنين قيدى به تعريف هلال ، وجهي ندارد « 1 » .
پاسخ : از اين عبارت معلوم مىشود كه نويسنده معتقدند به صرف خروج ماه از محاق وتحت الشعاع ، هلال تشكيل مىشود وتحقق مىيابد . امّا به نظر خبرگان فن ، به صرف خروج از تحت الشعاع هلال تشكيل نمىشود وچنانچه پيشتر گذشت ، أساسا هلال غير قابل رؤيت حتى با چشم مسلّح بدون هيچ مانعى ، هلال نيست ، چون هلال به معناى نور قابل رؤيت ماه است .
امّا اينكه گفتهاند : « اضافه نمودن چنين قيدى وجهي ندارد » در پاسخ مىگوييم : بدون چنين قيدى أصلا هلالي وجود نخواهد داشت ؛ زيرا هلال يعنى نور قابل رؤيت .
پنج : يكى از شواهد ومؤيّدات اين مطلب كه رؤيت براي يقين به حصول هلال ، طريق است ، آن است كه در برخى از روايات وارد شده است كه اگر در صبح در طرف مشرق
هامش
( 1 ) . فقه أهل بيت عليهم السّلام ، شماره 43 ، ص 177 - 178 ، 180 ، « اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال » .