دورهء قبل پايين بوده است . روحيهء علمى و انتقادى نسبت به موضوع جغرافيا ، و تأكيد بر اعتبار و اصالت اطلاعات كه شاخص كار نويسندگان پيشين به شمار مىرفت ، جاى خود را به تلخيص و نقل معلومات سنتى و نظرى از كتب نويسندگان گذشته داده بود . اين دوره به تعبيرى دورهء تلفيق دانش جغرافيا محسوب مىشد ، و آثار مربوط به آن را مىتوان به هشت دستهء كلّى تقسيم كرد :
الف ) توصيف جغرافياى جهان
ب ) متون كيهانشناسى
ج ) معجمها يا فرهنگهاى جغرافيايى
ه ) سفرنامهها
و ) متون دريانوردى
ز ) آثار نجومى
ح ) متون جغرافياى محلى
الف ) توصيف جغرافياى جهان
برخى از جغرافيدانان اين دوره ، سنت توصيف كلّى جهان را ، كه معمول جغرافيدانان دورهء كلاسيك بود ، تعقيب كردند ، ولى آثارى كه منحصرا به جهان اسلام بپردازد اندك بود ، زيرا امپراتورى عباسيان از هم پاشيده بود . وضع توصيف و طرح نوشتهها نيز با گذشته تفاوت داشت ، و گرايشى به تلفيق ميان جغرافياى نجومى و جغرافياى توصيفى در آثار مشاهده مىشد . نفوذ يونانى هنوز پابرجا بود ، امّا نفوذ ايرانى نسبتا كاهش يافته بود . شايد دليل آن تدوين كتب فارسى در زمينهء جغرافيا بود . ولى فعاليت جغرافيايى توسعه پيدا كرده و جاهايى مانند سوريه و سيسيل و