مسلمانان از بركت قدرت سياسى قومى خود در خاورميانه و اقتصاد رو به توسعهء عربستان ، از اهميت بازرگانى فوقالعادهاى در مشرق زمين برخوردار گرديدند ، و نه تنها بر وسعت دامنهء بازرگانى آنها افزوده شد ، بلكه حجم بازرگانى آنها نيز فزونى يافت . حتى با قبايل بدوى جزاير اندامان « 1 » و نيكوبار « 2 » ، كه زبان آنها را نمىفهميدند ، تجارت پاياپاى برقرار ساختند . تجارت مسلمانان با چين از حدود اواخر قرن سوم رو به كاهش گذاشت ، زيرا به قرارى كه گفتهاند در انقلاب دهقانان چين ، كه در زمان هوانگ چائو « 3 » ( 264 / 878 ) بروز كرد ، عدهء زيادى از خارجيان را در چين قتل عام كردند ، و از آن پس كشتيهاى مسلمين فقط تا كالا « 4 » ، يعنى بندرى در ساحل غربى شبه جزيرهء مالاكا كه حالا ديگر وجود ندارد ، پيش مىرفتند .
شوق مسلمانان به كشف نواحى جديد ، بيشتر به سبب علاقهء آنها به بازرگانى بود و بندرت جنبهء اكتشافى به خود مىگرفت . با اينكه پارهاى ماجراهاى جهانگردى و اكتشاف در اوايل امر به نام مسلمانان ثبت شده ، اما به نظر مىرسد كه بيشتر آنها از مقولهء « افسانههاى شگفتانگيز » است ( مانند شرح سلام معبّر از سفرش به طرف ديوار يأجوج و مأجوج به فرمان واثق خليفه ، 227 - 232 ) . « 5 » داستان جوانى از اهالى قرطبه ( اسپانيا ) كه همراه عدهاى از دوستانش در اقيانوس اطلس به كشتيرانى پرداخته و پس از مدتى با غنايم فراوان مراجعت كرده ، ممكن است با حقايق تاريخى اندكى همراه باشد . « 6 » رويهمرفته اعراب اين دوره به توسعه يا
هامش
( 1 ) .Andaman( 2 ) .Nikobar( 3 ) .HuangCh`ao( 4 ) .Kala( 5 ) . مينورسكى ، حدود العالم ، ص 225
( 6 ) . مسعودى ، مروج ، ج 1 ، ص 258 - 259