متهم مىكند . « 1 » اما نوبختى مىنويسد : عبد اللّه بن معاويه مدعى بود كه امامت از امام ابو هاشم به او منتقل شده ، آن هم براساس وصيتى كه ابو هاشم نزد صالح بن مدرك به جاى گذاشته بود تا وقتى كه عبد اللّه بالغ شده و به سن جوانى برسد [ و به او تحويل دهد ] ؛ چرا كه هنگام مرگ ابو هاشم او كودكى بيش نبود . « 2 »
آنچه اهميت دارد اين است كه در حركت عبد اللّه بن معاويه رابطه بين اين حركت و دعوت عباسى را بررسى كنيم . عبد الله نيز قيام خود را با شعار « الرضا من آل محمد صلّى اللّه عليه و آله » آغاز كرده بود ، و اين همانند دعوتى است كه عباسيان به آن مىخواندند . « 3 » بديهى است عباسيان متوجه خطر اين حركت تازه ، كه رقيب خطرناكى براى دعوتشان بود ، شدند .
دعوت عبد اللّه بن معاويه پس از مرگ هشام بن عبد الملك ، و گسترش هرج و مرج سياسى در اركان دولت اموى نمودار شده بود .
عباسيان دشوارى موقعيت را احساس كردند . دعوت ابن معاويه گسترش خوبى يافته و شهرهاى عمده عراق ، همچنين مدائن و ماهين [ ماه بصره دماوند و ماه كوفه دينور ] و همدان و قومس و اصفهان و رى و فارس را دربرگرفته بود . « 4 » در سال 128 ق ، ابن معاويه اصفهان را مركز مناطق تحت نفوذ و محل دعوت و قيام خود قرار داد ، و هاشميان ، علويان و عباسيان را به همكارى با خود در اداره سرزمينهايى كه بر آنان مستولى بود فراخواند .
در پاسخ به اين دعوت ، عده فراوانى از خاندانهاى يادشده به او روى آوردند .
عباسيان چارهاى جز سكوت در برابر اين حركت علوى ، و يا سازش - هرچند موقت - با آن نداشتند و انتظار مىكشيدند گذر ايام آن را فرونشاند . از عباسيان آنهايى كه دعوت ابن معاويه را اجابت كرده و نزد او آمدند ، ابو جعفر منصور و برادرش عبد اللّه بن حارثه و عمويشان عيسى بن عبد اللّه بودند . عبد اللّه بن معاويه ، ابو جعفر منصور را والى شهرستانى بين خوزستان و اصفهان به نام ايذه كرد ، و امر جمعآورى خراج آنجا را به او واگذار نمود . « 5 »
هامش
( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 165 / همو ، الاغانى ، ج 11 ، ص 71 .
( 2 ) . همو ، مقاتل الطالبيين ، ص 167 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 9 ، ص 49 .
( 5 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 167 .