مردم شهرها جز مردم خراسان كسى براى عباسيان نمانده بود كه به ايشان اطمينان كند . » « 1 »
امام محمد بن على عباسى وضعيت ممالك اسلامى آن روزگار و كششها و اميال مردمان شهرها را براى داعيان عباسى چنين وصف مىكند : « كوفه و نواحى آن ، شيعهء على هستند ، « 2 » اما اهالى بصره ، عثمانى مذهباند و از پذيرش امام ديگر خوددارى مىكنند .
مردم جزيره حرورى ، « 3 » خارجىاند ( مارقين ) . مردم شام هم جز پيروى معاويه و خاندان بنى اميه ، و كينهتوزى و نادانى ، چيزى ندارند . مردم مكه و مدينه نيز به ابو بكر و عمر چسبيدهاند . پس شما را به خراسان و خراسانيان سفارش مىكنم كه شمارهء ايشان بسيار و استواريشان آشكار است . آنان درونى سليم و دلهايى پاك دارند . هنوز تمايلات گوناگون ، آنان را دستهبندى نكرده و فرقههاى مختلف ميانشان جدايى نيفكنده و فساد در آنها رخنه نكرده است . ايشان سربازانى هستند رويين تن ، چهارشانه ، با پيشانى بلند و چانه و ريش و سبيل و با صدايى مردانه و كلام محكم كه از درونى مرموز بيرون مىآيد . باز هم به خاوران ، فال نيك مىزنم كه خاستگاه خورشيد جهان افروز و چراغ روشنگر جهانيان است . » « 4 »
عباسيان بدون در نظر گرفتن عراق ، خراسان را مركز دعوت قرار دادند ؛ زيرا عراق نزديك مركز خلافت ( شام ) بود و فرقههاى متعددى همچون شيعه ، خوارج ، معتزله ، و مرجئه در آن به سر مىبردند . علاوه بر اين ، سپاهيان شام و رجال بنى اميه و بزرگان عرب در شهرهاى عراق بودند و حاكمان اموى عراق نيز پيوسته داعيان عباسى را مورد تعقيب و حبس و آزار قرار مىدادند . « 5 » حال آنكه خراسان در موقعيتى دور [ از مركز خلافت اموى ] قرار داشت ، و اكثر مردم آن از موالى بودند كه از حكومت اموى رضايت نداشتند . البته اقليتى عربى در خراسان بودند كه تعصبهاى قبيلهاى آنان را دچار تفرقه كرده بود .
هامش
( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 128 .
( 2 ) . منظور از نواحى كوفه ، زمينهاى حاصلخيز سرسبزى است كه شهر كوفه را دربرگرفته است .
( 3 ) . حرورية ، همان خوارجاند كه پيش از آنكه با على بن ابى طالب عليه السّلام در نهروان جنگ كنند ، در شهر حروراء فرود آمده بودند .
( 4 ) . مقدسى ، احسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم ، ج 3 ، ص 293 - 294 .
( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 283 .