گفت : هيچ امرى در امتهاى قبلى نبود ، مگر اينكه در امت شما همانند آن را داريم . اگر بنى اسرائيل آن تابوت را داشتند ، پس اين تخت هم در بين ما حكم تابوت را دارد . » « 1 »
بروكلمان معتقد است كه چون مختار حقى در خلافت نداشت ، با ترويج اين نظريههاى نامأنوس مىخواست همانند يك امام ، آنچه را خود نقص مىپنداشت ، جايگزين كند ، « 2 » درحالىكه دكتر خربوطلى بر اين باور است كه آموزههاى مختار تماما متناسب با باورهاى موالى ايرانى عراق بودند . « 3 » و « 4 »
روابط بين مختار و محمد بن حنفيه پس از مدتى تيره شد . « ابن حنفيه ترسيد كه در دين فتنه ايجاد شود ، پس قصد آمدن به عراق كرد تا معتقدان به امامتش دور او گرد آيند . » « 5 »
اين تغيير ديدگاه ابن حنفيه يكى از عوامل ضعف قيام و شتاب بخشى به خاتمهء حركت مختار به دست مصعب بن زبير در عراق شد . « 6 »
پيدايش فرقه كيسانيه پيامد حركت شيعى مختار بود . « 7 » شهرستانى تعاليم كيسانيه را به تعاليم مختار ربط مىدهد كه كيسانيه معتقدند دين ، پيروى محض امام است و نيز بر اين باورند كه بداء در عالم ، و اراده و امر بر خداى متعال جايز است ، و اينكه بين نسخ و بداء فرقى نيست . « 8 » همچنين كيسانيه به رجعت محمد بن حنفيه معتقد شدند . به نظر آنان ، محمد در كوه رضوى اقامت دارد و او زنده است و نمىميرد و در انتظار آن است كه خداوند اذن خروجش دهد تا عدل را در زمين بگستراند . « 9 » بغدادى بر اين نظر است كه
هامش
( 1 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 108 .
( 2 ) . بروكلمان ، تاريخ الشعوب الاسلامية ، ج 1 ، ص 159 .
( 3 ) . خربوطلى ، تاريخ العراق فى ظل الحكم الاموى ، ص 149 .
( 4 ) . اغلب ياران مختار ، موالى ايرانى بودند كه آنان را « جند حمراء » مىناميدند . ( دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 296 )
( 5 ) . بغدادى ، الفرق بين الفرق ، ص 31 .
( 6 ) . سپاه مختار در حروراء با سپاه مصعب روياروى شدند و جنگ با كشته شدن مختار خاتمه يافت .
( تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 157 )
( 7 ) . دكتر خربوطلى در بحثى پيرامون شخصيت مختار ، ديدگاههاى مورّخان فرقههاى مختلف را ذكر مىكند و سرانجام ، اين ديدگاه را كه مختار همان كيسان است ترجيح مىدهد . ( تاريخ العراق فى ظل الحكم الاموى ، ص 151 ) .
( 8 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 237 - 238 .
( 9 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 24 و ابن نشوان ، الحور العين ، ص 171 .