كرد كه اگر نتواند علوى شورشى را از قيامش منصرف كند ، دچار عقوبت مىشود . فضل به همراه نامهاش يك ميليون درهم براى صاحب ديلم فرستاد .
يحيى بن عبد اللّه سختى شرايط را درك كرد ؛ چرا كه ديد فضل بن يحيى در رأس سپاه بزرگى آمده و با اقناع حاكم ديلم بر عدم يارى به اين حركت علوى ، تمامى روزنهها را بر وى بسته است . بنا به گزارش اصفهانى ، يحيى چون خبر رسيدن سپاه فضل را شنيد ، گفت :
« خدايا ! تو را شكر مىكنم از اينكه توانستهام در دل ستمكاران رعب ايجاد كنم . خدايا ! اگر پيروزى ما را بر آنها مقدّر فرموده باشى ، ما جز سربلندى دين تو هدفى نداريم و اگر چيرگى آنها را مقدّر كرده باشى ، از آن روست كه براى دوستان و فرزندان اولياى خود بازگشتگاه نيكو و پاداش بزرگ و ارجمند در نظر گرفتهاى . » چون اين سخنان به فضل بن يحيى رسيد ، گفت : او از خدا خواسته كه در امنيت و سلامت باشد و خدا نيز همان را روزيش مىفرمايد . « 1 »
يحيى بن عبد اللّه دعوت صلحى را كه فضل بن يحيى به سوى او فرستاده بود پذيرفت ، به اين شرط كه رشيد براى وى و هفتاد تن از يارانش عهد امانى بفرستد كه قاضيان و فقها و مشايخ بنى هاشم بدان شهادت دهند . « 2 »
فضل ، شرط اين علوى انقلابى را براى رشيد نوشت و رشيد با آن موافقت كرد و از كار فضل خرسند شد و جايگاه فضل نزد وى ارتقا يافت . همچنين رشيد عهد امان يحيى را به همراه هدايا و جوايز فرستاد . « 3 »
فضل بن يحيى همراه يحيى بن عبد اللّه در اوايل سال 176 ق وارد بغداد شد و خليفه با كارگزارانش به پيشواز و استقبال ايشان آمدند . خليفه ، يحيى بن عبد اللّه را چند روز در خانه يحيى بن خالد برمكى نگاه داشت و وزير برمكى خود از ميهمان علوىاش پذيرايى كرد ،
هامش
( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 469 - 470 .
( 2 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 176 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 450 . عبد الصمد بن على و عباس بن محمد و محمد بن ابراهيم و موسى بن عيسى شاهد اين عهد امان رشيد بودند .