بود : اى يعقوب ، واى بر تو ! آيا مىخواهى با ريختن خون من كه از فرزندان فاطمه ، دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هستم ، به ملاقات خدا به روى ؟ « 1 »
يعقوب ، علوى را آزاد كرد و صد هزار درهمى را كه خليفه به او بخشيده بود ، به وى داد . كنيز ياد شده ، اين خبر را به مهدى رساند ، پس مهدى افراد خود را فرستاد و آنان مرد علوى را دستگير كردند . سپس يعقوب را احضار كرد و از او درباره زندانى علوى پرسيد .
يعقوب پاسخ داد كه وى مرده است . مهدى از وى خواست كه دراينباره ، قسم خورد ، چون سوگند بخورد ، دستور داد علوى را احضار كنند ، ازاينرو ، يعقوب ديگر نتوانست از خود دفاع كند . مهدى دستور داد يعقوب را در زندانى تاريك ، حبس كنند ( و او در همان حال بود تا اينكه هارون ، خليفه شد و وى را كه در زندان كور شده بود ، آزاد كرد ) بعد از آن ، مهدى دستور داد تمامى ياران يعقوب و واليانى كه منصوب كرده بود ، از مناطق اسلامى عزل شوند . او عدهاى از خاندانش را هم زندانى كرد . مدت وزارت يعقوب حدود پنج سال بود . « 2 »
مهدى از تجربهء يعقوب بن داوود درسى آموزندهء گرفت و دانست كه وزير جديد بايستى از دستپروردگان عباسيان باشد و متمايل به علويان نباشد . پس فيض بن ابى صالح ، از مردمان نيشابور را وزارت داد . وى نصرانى بود و در دولت عباسيان اسلام آورد .
در واقع ، فيض پرورش يافته و بزرگشدهء دربار عباسى بود . « 3 » فيض تا پايان حيات مهدى وزارت داشت ، اما احدى از خلفاى بعد ، او را وزير نكرد تا اينكه در ابتداى دوره هارون الرشيد ، در سال 173 ق از دنيا رفت .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 385 / ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 168 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 385 - 386 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 24 ، 25 / ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 168 ، 169 / جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 160 - 161 / ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 332 .
( 3 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 169 / جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 164 .