معناست كه شيعه تشيع خود را اظهار نكند و اعمالى بروز ندهد كه دليل بر پيوستگى ولايى و دوستى و محبت او به آل على باشد . . . البته ولايت به معناى محبت در بين بعضى از شعرا و علما ديده مىشود « 1 » و بديهى است كه اين محبت در عمل ، نشانهء تقدير و بزرگداشت است و نه محبت از روى ولايت ، و اين نوع محبت ، نشانه تشيع نيست . « 2 »
گلدزيهر شرقشناس معتقد است كه ناتوانى شيعيان از آشكار كردن عقيدهاى كه آن را پذيرفته بودند ، در عين حال خود مكتبى بود كه خشم و غضب پنهان شيعه را نسبت به دشمنان قدرتمندش نشان مىداد . اين خشم ، برگرفته از احساسات و عواطف آميخته با غضب و حماسه بود . در نتيجهء اين خشم بود كه آموزههاى مخالف با اصول اسلام سنّى به وجود آمدند . « 3 » و « 4 »
پيدايش دعوت اسماعيليه با تلاشهاى ميمون قدّاح و پسرش عبد اللّه همراه بود . ميمون در خانه امام جعفر صادق عليه السّلام بندگى مىكرد . اخبار اين پدر و پسر در مصادر تاريخى سنى و شيعه حقيقتا آشفته ، و روايات راجع به ايشان متعدد و متضاد است .
بعضى معتقدند ميمون همان محمد بن اسماعيل بن جعفر صادق است . « 5 » ابن نديم و بغدادى ، ميمون را از نسل ديصان ثنوى « 6 » مىدانند كه فرقه ديصانيه و مجوسيه به او
هامش
- من است و هركس به آن اعتقاد نداشته باشد ، دين ندارد و كسى كه امر ما را انتشار دهد مانند كسى است كه منكر آن است . » و نيز فرموده : « نفس شخص اندوهگين در ظلمى كه بر ما رفته ، تسبيح ، و تلاش وى عبادت ، و پنهان كردن اسرار ما جهاد در راه خداست . » پيش از اين در پاورقىهاى قبلى به نقل از عقائد الاماميه از مرحوم مظفّر گذشت كه تقيّه ريشهء قرآنى دارد و اصولا يك امر عقلى و عقلايى است .
( 1 ) . شاعران و علمايى همچون فرزدق و كثير عزه و امام ابو حنيفه .
( 2 ) . شيخ ابو زهره ، الامام الصادق ، ص 244 .
( 3 ) . گلدزيهر ، العقيدة و الشريعة فى الاسلام ، ص 202 .
( 4 ) . آموزههاى شيعى بر محور « امامت اهل بيت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله » و تعاليم ايشان استوار است . تأثير و تأثّر تشيع در سير تاريخىاش از احساسات و عواطف ( خشم و غضب و محبت ) غيرقابل انكار است كه بعضا برخى از انحرافات را نيز سبب گرديده و باعث راهيابى غلو به آن شده است ، اما اين سفسطه جاهلانه و سخيفى است كه آموزههاى شيعه را حاصل خشم و غضب و عواطف بدانيم . ( مترجم )
( 5 ) . همچون» ruomeM ecnirP «و برنارد لويس . ر . ك : حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الدولة الفاطمية ، ص 40 / عارف تامر ، القرامطة ، ص 86 .
( 6 ) . ثنويان يا مجوس ، به دو خدا دعوت مىكنند ؛ يكى خداى خير كه نشانه آن نور است و ديگر ، خداى شرّ -