اين عالمان و شناخت گرايشهاى آنان ، مناصب حكومتى را به آنان پيشنهاد مىدادند و به قبول يا رد آنان ، عليه خودشان استدلال مىكردند . « 1 »
رونلدسن ، يكى از اولين خاورشناسانى كه عميقا شيعه را تحقيق و بررسى كرده ، يادآور مىشود كه شيعيان ، ابو حنيفه را براى ارتباط دوستانه و محكمش با امام جعفر صادق عليه السّلام محترم شمرده و تكريم مىكردند و وقتى او گفت : « اگر عباسيان قصد بناى مسجدى كنند و از وى شمارش آجرهاى آن را بخواهند ، او همكارى نمىكند ؛ « 2 » چراكه ايشان فاسق هستند و فاسق نمىتواند عهدهدار امامت گردد » ، شيعيان نسبت به او احساس غرور و افتخار بيشترى كردند . رونلدسن مىگويد كه اين گفتهء ابو حنيفه به منصور رسيد ، از اينرو ، منصور او را به زندان انداخت و در زندان ماند تا وفات يافت . همچنين رونلدسن معتقد است كه ظلم منصور به ابو حنيفه سبب شد او دوستى شيعيان را به دست آورد . « 3 »
يكى از نويسندگان كه كتابى دربارهء ابو حنيفه نوشته ، پيروى ابو حنيفه را از مذهب شيعه رد مىكند و اين گونه ، دليل مىآورد كه اگر منصور اين حقيقت را مىدانست ، به هيچ وجه به ابو حنيفه اجازه نمىداد كه در كوفه ، مركز تشيع ، سالهاى طولانى تدريس كند . « 4 »
نظر ما هم اين است كه ابو حنيفه از تأثيرپذيرى ديدگاههاى شيعه و عقايد ايشان به دور بود و او صرفا احساسات و عواطفى نسبت به علويان داشت « 5 » و نسبت به ظلمهاى عباسيان بر ايشان ، خشمگين بود . ابو حنيفه امام بزرگ اهل تسنن است ، درحالىكه
هامش
( 1 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، ج 2 ، ص 184 .
( 2 ) . بعد از آنكه ابو حنيفه امر قضاوت را برعهده نگرفت و بر اين امر سوگند خورد ، منصور خواست تا او را به شكستن سوگند وادار كند . پس از آن ، او را در كار بناى بغداد گذاشت و او را موظف كرد كه كار زدن خشت و شمارش آن و سرپرستى كارگران را به عهده گيرد . ابو حنيفه روشى جديد در شمارش آجر ابداع كرد ، او آجرها را به جاى روش شمارش معمول با نى شمارش مىكرد . ( خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 71 )
( 3 ) . روندلسن ، عقيدة الشيعة ، ص 143 .
( 4 ) . عبد الحليم جندى ، ابو حنيفه ، ص 213 .
( 5 ) . ابو حنيفه ، هنگامى كه كودك بود ، با على بن ابى طالب عليه السّلام ملاقات كرده بود . او بر اين باور بود كه على در جنگ با مخالفانش ( همچون طلحه و زبير ) بر حق بود ، اما از دشنام و طعن بر اين مخالفان دورى مىجست . ( موفق مكى ، مناقب ابى حنيفه ، ج 2 ، ص 83 - 84 ) و خطيب بغدادى نقل مىكند كه على بن ابى طالب عليه السّلام براى ابو حنيفه و ذريهاش دعا و طلب بركت كرد . ( تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 326 )