مىدانست و حديث رسول اللّه را در جنگ احد به يادش آورد كه فرمود : « در خواب ديدم كه در زره محكمى وارد شدهام ، و من تعبير اين خواب را مدينه گرفتم . » نفس زكيه نيز ترجيح داد در مدينه بماند و به ديگر شهرها نرود . « 1 »
قبايل جهينه ، مزينه ، سليم ، بنو بكر ، اسلم و غفار به محمد نفس زكيه پيوستند . البته چون محمد قبيله جهينه را مقدم مىداشت ، اين امر تعصبهاى جاهلى را برانگيخت و قبايل قيس ناراحت و خشمگين شدند . « 2 »
نفس زكيه تصميم گرفت از روش پيامبر در جنگ احزاب بهره جويد ، و آن كندن خندق به دور شهر بود تا مانع ورود بيگانگان شود ، ازاينرو ، شروع به حفر خندق كرد . [ در حين انجام كار ] بخشى از خندق رسول خدا را آشكار كرد ، او تكبير گفت و مردم نيز تكبير گفتند و ندا دادند : « به پيروزى ، خوشدل باش كه اين خندق جدّ تو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است . » « 3 »
سرانجام قيام
عيسى بن موسى حركت كرد تا به منطقه جرف رسيد ، و در صبح روز دوازدهم رمضان سال 145 در قصر سليمان بن عبد الملك فرود آمد . او قصد داشت جنگ را به تأخير اندازد تا ماه رمضان سپرى شود ، اما مطلع شد كه محمد نفس زكيه گفته است : « همانا اهل خراسان در بيعت من مىباشند و حميد بن قحطبه با من بيعت كرده است ، و اگر تقدير اين است كه جنگ شود پس بشود . » عيسى بن موسى به مصلحت ديد در جنگ با محمد تسريع كند ، ازاينرو ، به سوى مدينه حركت كرد . « 4 »
عيسى بن موسى به جز يك بخش در ناحيه مسجد ابى جراح ، گرداگرد مدينه را محاصره كرد ، و آن نيز به اين سبب بود كه هركس خواست نفس زكيه را ترك نمايد ، بتواند
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 207 / اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 268 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 207 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 208 . صاحب انديشه حفر خندق در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، صحابى ايرانى پيامبر ، سلمان فارسى بود .
( 4 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 268 .