مهدى است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به آمدنش بشارت داده است . » خدا نيز محبت نفس زكيه را در دل مردم افكند و همه مردم به او روى آوردند . آنچه به اين امر كمك كرد بيعت اشراف بنى هاشم با او و نامزد كردن وى براى خلافت بود ، و چون او را بر خود مقدم داشتند ، رغبت محمد در طلب خلافت و رغبت مردم نسبت به او فزونى يافت . « 1 »
در بين مردم روايتى شايع شد كه مىگفت : « امر امامت را مردى عهدهدار مىشود كه اسم او اسم پيامبر ، و اسم مادرش بر سه حرف است كه اول آن هاء و آخر آن دال است . » « 2 » و اين روايت بر نفس زكيه منطبق بود . اسم او محمد و مادرش هند ، دختر ابى عبيدة بن عبد اللّه بن زمعة بن اسود بن مطلب بود . « 3 » محمد نفس زكيه از اين روايت كه بين مردم نقل مىشد بهره فراوانى برد . او حتى از كودكى ، خود را آماده پذيرش امامت كرده بود .
اصفهانى مىگويد : « محمد بن عبد اللّه بن حسن از زمان كودكىاش همواره خود را مخفى مىكرد و با مردم به مكاتبه مىپرداخت و آنان را به خود دعوت مىكرد و خود را مهدى مىناميد . » « 4 » همچنين اصفهانى مىگويد : « ابو جعفر منصور براى منصرف كردن مردم از نفس زكيه پسر خود را محمد ناميد و لقبش را مهدى گذاشت . » « 5 »
موضع نفس زكيه و برادرش ابراهيم دربارهء خلافت منصور
محمد نفس زكيه و برادرش ابراهيم از بيعت با ابو العباس ، اولين خليفه عباسى خوددارى كردند و خليفه نسبت به آن ، واكنشى نشان نداد ؛ چرا كه دولت عباسى در آغاز كار خود بود و مشكلات و دغدغههاى فراوانى پيش رو داشت . سفاح ، تصميم گرفت مقابله با اين دو پيشواى علوى را تا زمانى كه شرايط مساعد شود به تأخير اندازد .
در اواخر عهد ابو العباس و در سال 136 ق برادر و وليعهدش ابو جعفر منصور به قصد
هامش
( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 148 / شريف تاج الدين ، غاية الاختصار ، ص 27 .
( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 204 . نفس زكيه به اينكه اسم او محمد و پدرش عبد اللّه مىباشد ، افتخار مىكرد ؛ چرا كه شباهت با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دارد .
( 3 ) . عبد اللّه محض ، هاشمى خالص بود ، پدرش از فرزندان حسن و مادرش از فرزندان حسين بود .
( 4 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 239 .
( 5 ) . همان ، ص 240 .