بن عباس ، عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب و محمد بن على بن ابى طالب گوشهنشينى برگزيدند و اين امر به عبد اللّه بن زبير فرصت داد تا دعوت خود را در بيشتر شهرهاى اسلامى نشر دهد . « 1 »
يزيد بن معاويه به خطرى كه از قتل حسين بن على عليه السّلام تهديدش مىكرد ، پى برد . وى همچنين خطر دعوت ابن زبير را درك كرد . ازاينرو ، بر آن شد كه با خاندان هاشمى از در دلجويى درآيد و خسارت سنگين آنان را جبران كند تا قيام اين خاندان و قيامهاى مسلمانان را در همه بلاد آرام گرداند . بيشتر مسلمانان بر يزيد خشم گرفته ، او را مسئول قتل حسين عليه السّلام مىدانستند . « 2 »
يزيد سياست جديدش را اجرا كرد و از قتل حسين عليه السّلام برائت جست و تمامى مسئوليت آن را متوجه عبيد اللّه بن زياد ، والى خود در عراق كرد . او وانمود كرد آنچه بر حسين عليه السّلام گذشته بدون آگاهى و تمايل وى بوده است . سياست بعدى يزيد اين بود كه يكى از بزرگان بنى هاشم را به خود متمايل گرداند . اين هاشمى ، محمد بن على بن ابى طالب ، معروف به ابن حنفيه بود . يزيد نامهاى دوستانه به او نوشت و او را به دمشق دعوت كرد « 3 » و در آنجا تكريم و احترام بسيارش كرد . ابن حنفيه با او به خلافت بيعت كرد ، كه اين امر باعث كينه و دشمنى ابن زبير نسبت به ابن حنفيه شد .
اما عبد اللّه بن عباس موضعى منفى نسبت به دعوت ابن زبير گرفت و او را تأييد نكرد .
تلاش ابن زبير براى ترغيب ابن عباس به تأييد دعوت خود ، بيهوده بود . يزيد بن معاويه كه گمان برده بود اين موضعگيرى ابن عباس نشانه پيروى وى از اوست ، اين عمل ابن عباس را ستود و نامهاى به او نوشت كه در آن از موضعى كه نسبت به ابن زبير پيش گرفته بود ، تشكر كرد . يزيد از ابن عباس و بنى هاشم خواسته بود بيعت كرده و به او روى آورند ، و در پاياننامه خود به ابن عباس وعدههاى گوناگون داده بود .
هامش
( 1 ) . عبد اللّه بن عباس به حسين بن على عليه السّلام گفت : « چشم ابن زبير را روشن مىكنى كه او را با حجاز وامىگذارى و از اينجا مىروى ، امروز چنان است كه با وجود تو كسى به او نمىنگرد . » ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 388 )
( 2 ) . خربوطلى ، عبد اللّه ابن الزبير ، ص 156 .
( 3 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 450 / تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 368 .