امّسلمه در سال سوم هجرى در حالى كه زن بزرگسالى بود ، وارد خانه پيامبر گرديد و حدود سه سال بيش از عايشه زندگى كرد و در سال 62 يا 63 هجرى از دنيا رفت . حال چرا اين همه در تعداد احاديث متفاوتند ؟ و چگونه بود كه هرچه از عايشه مىپرسيدند علم آن را نزد او مىيافتند ؟ !
آيا سزاوار نيستاحاديثى همچون احاديث « امّالمؤمنين عايشه » ، با اين درجه از كثرت و اميت ، مورد بررسى و عنايت ويزه قرار گيرد ؟ ولى چه كنيم كه اصحاب حديث و كسانى كه راويان حديث آنها را مورد بررسى قرار مىدهند از بررسى اين احاديث دم فروبسته و خويشتندارى مىكنند !
شنيدن حديث ديگر صحابه و نسبت دادن آن به رسول خدا
( صلى الله عليه و آله )
احمدبن حنبل در مسند خود از « حبيببن عبيد رحبى » روايت كند كه ، « ابوامامه » « 1 »
وارد بر « خالدبن يزيد » شد . براى او پشتى نهادند تا بنشيند . او به گمان آنكه حرير است از تكيه بر آن سر باز زد و عقب عقب رفت تا به انتهاى صف رسيد . خالد كه با ديگران گفتگو مىكرد متوجه او گرديد و گفت : برادر ! گمان ندارم اين حرير باشد . ابوامامه گفت : رسول خدا فرمود : « كسى كه اميدوار ايام الله است از حرير بهره نمىجويد » خالد به او گفت : اى اباامامه ! تو خود اين را از رسول خدا شنيدى ؟ او گفت : خدايا ببخش ، تو خود اين را از رسول خدا شنيدى ! [ يعنى چه ؟ اين سؤال چه معنى دارد ؟ ] بلكه ما در بين مردمانى بودهايم كه به ما دروغ نگفتهاند و دروغ نشنيدهايم ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) - ابوامامه باهلى ، نام او « صدىبن عجلان » است . در مصر سكنا گزيد و سپس به حمص رفت و ساكن آنجا شد و در سال 81 يا 86 وفات كرد ، او از پرگويان در روايت از رسول خدا است و بيشتر احاديث او را شاميان روايت كردهاند . ( استيعاب ، ج 2 ص 620 شماره 3 )
( 2 ) - مسند احمد ، ج 5 ص 267 .