انا نبصر و لا نبصر
ما راه خود را نشناخته راهنماى ديگرانيم .
( زبير )
طلحه و زبير در هدف خود ترديد داشتند
طبرى از عوف اعرابى نقل مىكند : طلحه و زبير در مسجد بصره بودند كه مردى وارد گرديد ، و خطاب به آن دو گفت :
شما را به خدا ؛ دربارهء اين جنگ و قيام ، دستورى از رسول خدا ( ص ) داريد ؟ !
طلحه چون پاسخى نداشت كه بگويد ، تجاهل نمود ، و از مسجد بيرون رفت سپس آن مرد رو به زبير كرد ، و دوباره از وى توضيح خواست كه زبير ! آيا براى اين جنگ دستورى از رسول خدا داريد ، يا از پيش خود به اين عمل اقدام مىكنيد ؟ !
زبير گفت : نه ؛ در اين باره هيچ گونه دستور و فرمانى از رسول خدا ( ص ) نداريم آنچه ما را به بصره آورده اين است ، كه پول كلان و ثروت بىحسابى ، در بيتالمال شهر شما جمع شده است ما آمدهايم تا با شما در آن پولها شريك و سهيم باشيم .