نباشند . . . * محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، ولى رسول خدا و خاتم انبياست . . .
خداوند عزو جل به ديگر مؤمنان نيز ، فرمود :
وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ * ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ ؛
« 1 »
[ خداوند ] پسرخواندههاى شما را فرزند شما قرار نداده ، اين سخنى است كه شما بر زبان مىآوريد ، و خداوند حق را مىگويد و به راه راست هدايت مىكند * آنان را به نام پدرانشان بخوانيد ، اين نزد خدا عادلانه و پسنديدهتر است . و اگر پدرانشان را نمىشناسيد ، آنان برادران دينى و دوستان شما هستند .
* * * تا اينجا دو نمونه از آياتى را كه دانشمندان - به خاطر روايات دروغين و افتراهاى بسته شده بر انبياى الهى - در تأويل و معناى آنها اشتباه كردهاند ، آورديم . در بخش بعدى نمونههايى از ديگر آيات را كه برخى در تأويل و معناى آنها به اشتباه رفتهاند ، مىآوريم .
ب ) آيات ديگرى كه در تأويل و معناى آنها اشتباه كردهاند
1 . نسبت « عصيان » به آدم در سوره طه ، آيه 121 كه خداوند متعال فرموده : و عصى آدم ربه فغوى ؛ آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و سرگردان شد .
2 . سخن ابراهيم در سوره انبياء ، درباره شكستن بتها كه گفت : بل فعله كبيرهم ؛ بلكه بزرگترشان آنها را شكسته . در حالى كه خود وى آنها را شكسته بود . چنان كه خداى سبحان مىفرمايد :
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ * قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ * قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ * قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ * قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ * قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ * فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ * ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ؛
« 2 »
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيات 4 و 5 .
( 2 ) . سوره انبياء ، آيات 58 - 65 .