شده است .
مىپندارم شما در وفاكردن از كسانى هستيد كه همزيستى با او همراهى با كشتى است .
مصراع آخر اشاره به يك ضربالمثل است .
و در فارسى مانند اين شعر طاهر غنى :
ز تار خستهء گيسوى دلبران ترسد * چنانكه مار گزيده ز ريسمان ترسد .
ضرب المثل اين است : مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد مىترسد .
و مانند اين شعر حافظ :
حافظ نه حدّ ماست چنين لافها زدن * پاى از گليم خويش چرا بيشتر كشيم
گفتى كه پس از سياه رنگى نبود * پس موى سياه من چرا گشت سفيد
ضرب المثل اول پاى از گليم خويش درازتركردن است .
و ضرب المثل دوم بالاتر از سياهى رنگى نيست .
6 - و حسن الابتداء أو براعة المطلع هو أن يجعل أول الكلام رقيقا سهلا واضح المعانى ، مستقلا عمّا بعده مناسبا للمقام بحيث يجذب السّامع إلى الإصغاء بكلّيته لأنّه أول ما يقرع السّمع و به يعرف ممّا عنده قال ابن رشيق : إنّ حسن الافتتاح داعية الانشراح و مطيّة النّجاح .
6 - حسن ابتدا يا براعت مطلع اين است كه آغاز سخن ، لطيف ، آسان ، با معانى آشكار ، مستقل از ما بعد و مناسب با موقعيت باشد ، به گونهاى كه شنونده را براى گوش فرا دادن به همهء سخن جذب كند .
زيرا مطلع نخستين چيزى است كه به گوش مىخورد و به وسيلهء آن ، آنچه پيش اوست شناخته مىشود .
ابن رشيق گفته است : زيبا آغازكردن سخن ، انگيزهء گشوده شدن دل و مركب پيروزى و كاميابى است .
« اصغاء » : گوش فرا دادن . « انشراح » : گشوده شدن ، گشوده شدن دل . « مطيّة » : مركب .
يكى از زيباترين مطلعها مطلع گلستان سعدى است .
مانند سخن شاعر :
المجد عوفى إذ عوفيت و الكرم * و زال عنك إلى أعدائك السّقم
بزرگوارى و كرم عافيت داده شد هنگامى كه تو عافيت داده شدى ( بهبود يافتى ) و بيمارى از تو به سوى دشمنانت رفت .